بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:مردی به حضرت امام حسین (ع) گفت : بنشینید تا با هم در
موضوع دین مناظره و بحث كنیم، حضرت فرمود: من به دین خود بینا هستم و هدایت الهی بر من آشكار است، اگر شما از دین بیاطلاعید، خود در طلب آن بروید و بیاموزید. سپس فرمود: مرا با مراء و خصومت چكار؟ این شیطان است كه در ضمیر آدمی وسوسه میكند و میگوید با مردم در امر دین مناظره كن و بحث نما تا دربارهات گمان ناتوانی و نادانی نبرند. الحدیث جلد 2 صفحه 52
امام حسین (ع) روزى به ابن عباس فرمود: در باره چیزى كه به تو مربوط نیست سخن مگو زیرا میترسم به گناه دچار شوى. درباره چیزى كه مربوط بتو است نیز صحبت مكن مگر بدانى جاى صحبت كردن است بسا از گویندگان كه به حق سخن گفته اند ولى سرزنش شده اند با دو كس بحث و جدال مكن شخص حلیم و شخص سفیه. حلیم تو را عصبانى میكند و نادان اذیتت میكند، در پشت سر برادر مؤمن خود چیزى بگو كه دوست دارى او پشت سر تو بگوید. چنان عمل كن همانند مردى كه میداند از جرائمش بازخواست میكنند و پاداش كارهاى نیكش را میدهند و السلام.سخن نافع بن جبیر به او رسید كه در باره معاویه گفته بود: معاویه به جهت حلم ساكت میماند و بواسطه داشتن علم سخن میگوید. امام علیه السلام فرمود بلكه خودخواهى موجب سخن گفتن او می شود و فروماندن موجب سكوتش میگردد. بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 116 ) www.mzare.ir
طبقه بندی: حکمتها، اندیشه و مذهب،
برچسب ها: امام حسین، مناظره، دین، علم، زبان، ایمان، شیطان،
مطالب مرتبط: امام حسین علیه السلام و پنج پیشنهاد !، وصایای فاروق اعظم امیرالمومنین علی (ع) به فرزندش محمد حنفیه، چه کسی میوه قلب رسول را زد ؟!،
( www.mzare.ir ) گاه نوشته های محمود زارع
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 3 اردیبهشت 1391
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:مردی به خدمت امام حسین (ع) رسید و گفت : من شخصی گناهکار هستم که نمی توانم خود را از معصیت نگه دارم ، مرا پند و اندرزی بده ،
حضرت حسین (ع) فرمود : پنج ( 5 ) کار را انجام مده بعد هر گناهی مایلی بکن :
1.از رزق و روزی خدا نخور هر گناهی مایلی بکن .
2. از ولایت خدا خارج شو هر گناهی می خواهی بکن .
3. جایی را پیدا کن که خدا ترا نبیند هرچه می خواهی بکن .
4 . وقتی ملک الموت برای گرفتن جانت ( قبض روحت ) آمد جلوگیری از او بکن .
5 . وقتی مالک دوزخ تو را داخل جهنم کرد داخل نشو هرگناهی مایلی انجام ده.

حضرت حسین (ع) فرمود : پنج ( 5 ) کار را انجام مده بعد هر گناهی مایلی بکن :
1.از رزق و روزی خدا نخور هر گناهی مایلی بکن .
2. از ولایت خدا خارج شو هر گناهی می خواهی بکن .
3. جایی را پیدا کن که خدا ترا نبیند هرچه می خواهی بکن .
4 . وقتی ملک الموت برای گرفتن جانت ( قبض روحت ) آمد جلوگیری از او بکن .
5 . وقتی مالک دوزخ تو را داخل جهنم کرد داخل نشو هرگناهی مایلی انجام ده.
بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 115 ) www.mzare.ir

طبقه بندی: الله، حکمتها، اندیشه و مذهب،
برچسب ها: امام حسین، نصیحت، معروف، منکر، الله، ولایت، گناه، رزق، روزی، پناه، مرگ، ملک الموت،
( www.mzare.ir ) گاه نوشته های محمود زارع
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 24 بهمن 1390
درختان را دوست دارم که به احترام تو قیام کرده اند 
و آب را که مهر مادر توست . . .
خون تو شرف را سرخ گون کرده است
شفق ، آینه دار نجابتت ،
و فلق ، محرابی ، که تو در آن نماز صبح شهادت گزارده ای
در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است , هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم , در حضیض هم می توان عزیز بود , از گودال بپرس
شمشیری که بر گلوی تو آمد هر چیز و همه چیز را در کائنات به دو پاره کرد
هر چه در سوی تو ، حسینی شد
دیگر سو یزیدی
که برخی یزیدی و گرنه حسینی اند
خونی که از گلوی تو تراوید همه چیز و هر چیز را در کائنات به دو پاره کرد در رنگ !
اینک هر چیز یا سرخ است یا حسینی نیست
آه ، ای مرگ تو معیار!
مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت
و آن را بی قدر کرد که ؛
مردنی چنان غبطه بزرگ زندگانی شد
خونت با خون بهایت ، حقیقت در یک تراز ایستاد
و عزمت ، ضامن دوام جهان شد
- که جهان با دروغ می پاشد –
و خون تو امضای راستی است
تو را باید در راستی دید ....................
و آب را که مهر مادر توست . . .
خون تو شرف را سرخ گون کرده است
شفق ، آینه دار نجابتت ،
و فلق ، محرابی ، که تو در آن نماز صبح شهادت گزارده ای
در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است , هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم , در حضیض هم می توان عزیز بود , از گودال بپرس
شمشیری که بر گلوی تو آمد هر چیز و همه چیز را در کائنات به دو پاره کرد
هر چه در سوی تو ، حسینی شد
دیگر سو یزیدی
که برخی یزیدی و گرنه حسینی اند
خونی که از گلوی تو تراوید همه چیز و هر چیز را در کائنات به دو پاره کرد در رنگ !
اینک هر چیز یا سرخ است یا حسینی نیست
آه ، ای مرگ تو معیار!
مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت
و آن را بی قدر کرد که ؛
مردنی چنان غبطه بزرگ زندگانی شد
خونت با خون بهایت ، حقیقت در یک تراز ایستاد
و عزمت ، ضامن دوام جهان شد
- که جهان با دروغ می پاشد –
و خون تو امضای راستی است
تو را باید در راستی دید ....................
ادامه مطلب
طبقه بندی: اندیشه و مذهب، عشق,حب و دوستی، دعا و نیایش،
برچسب ها: امام حسین، شعر، منظومه، موسوی گرمارودی، شهادت، یزید، مخنث، ظلم، کربلا، خون، رنگ، معیار،
( www.mzare.ir ) گاه نوشته های محمود زارع
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 11 دی 1390
( www.mzare.ir ) گاه نوشته های محمود زارع
آخرین مطالب ما



