ساری
گاهنوشتهای محمود زارع - مازندران,ساری,سوربن,دانلود کتب و مجلات قدیمی,اندیشه و مذهب,هنر و ادبیات و عشق

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 8 اردیبهشت 1391
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:نمیدانم کجا خواندم و که بود ولی احتمالا میگویند روزی یکی از عرفاء - شاید بایزید بسطامی بود درست نمیدانم- در مسیری میگذشت. در گوشه ای دید یکی بر در مسجد نشسته با صوت حزینی هم قرآن میخواند تا مردم را به رقت آورده و در کاسه او پولی بریزند.( گدائی) . بایزید از کنارش بدون اینکه التفاتی نماید بگذشت.
در چند قدم آنطرفتر در سر چهارسوقی ، تار زنی را دید که داشت تار مینواخت و بوسیله آن میخواست که مردم در کاسه او پولی برای امرار معاش بریزند. عارف نامی، ایستاد و التفات ویژه ای و هبه مالی قابل ملاحظه ای هم به تارزن داد.
مریدان ( شاید با تعجب) علت جویا شدند! بایزید در پاسخ گفت :
اولی را با دومی تفاوت بسیار است و بود. و ادامه داد که :
اگر شما گرسنه و محتاج باشید و نانی هم در بالای رف(طاقچه) ای بلند باشد بطوریکه دستتان بآن نان نرسد تا سد جوع کنید ، برای دست یابی به نان چه میکنید؟
هر یک چیزی گفت. بایزید گفت: حال مرد اولی که بر درب مسجد قرآن همی خواند تا پول از خلق الله بستاند ، حال کسی را ماند که برای گرفتن آن نان بالای طاقچه، العیاذ بالله ، قرآن را زیر پا قرار داده تا دستش فراز گردد و به نان برسد. و دومی این نکرد و برای حصول نان، آلت موسیقی بزیر پای نهاد تا نان بستاند. حکایت اولی حکایت اهانت به کتاب الله و حرمت شکنی و تقدس زدائی است.حکایت دومی ، حکایت صدق و راستی و بی شیله و پیله گی است.


ادامه مطلب
طبقه بندی: چاشت چوپان گاهنوشت،  از آنجور حرفا،  سیاسی،  داغ کن - کلوب دات کام
برچسب ها: ابزار، مقدس، ریاست جمهوری، بسطامی، ایران، تلویزیون، تکرار، رجل، صلاحیت، سیاست، دولت، جناح، سوء استفاده،
مطالب مرتبط: رنج و زخم خودی ها !، همرنگ جماعت، اصلا حرف ژ حرف خوش تیپی است و پارسی هم که هست...!، صحنه فرهنگ كه مزرعه بلال نیست...،
( www.mzare.ir ) گاه نوشته های محمود زارع
بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 13 فروردین 1391
استفاده ابزاری از...
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:نمیدانم کجا خواندم و که بود ولی احتمالا میگویند : روزی یکی از عرفاء - شاید بایزید بسطامی بود درست نمیدانم- در مسیری میگذشت. در گوشه ای دید یکی بر در مسجد نشسته با صوت حزینی هم قرآن میخواند تا مردم را به رقت آورده و در کاسه او پولی بریزند.( گدائی) . بایزید از کنارش بدون اینکه التفاتی نماید بگذشت. در چند قدم آنطرفتر در سر چهارسوقی ، تار زنی را دید که داشت تار مینواخت و بوسیله آن میخواست که مردم در کاسه او پولی برای امرار معاش بریزند. عارف نامی، ایستاد و التفات ویژه ای و هبه مالی قابل ملاحظه ای هم به تارزن داد.
مریدان ( شاید با تعجب) علت جویا شدند! بایزید در پاسخ گفت :
اولی را با دومی تفاوت بسیار است و بود. و ادامه داد که :
اگر شما گرسنه و محتاج باشید و نانی هم در بالای رف(طاقچه) ای بلند باشد بطوریکه دستتان بآن نان نرسد تا سد جوع کنید ، برای دست یابی به نان چه میکنید؟


ادامه مطلب
طبقه بندی: الله،  حکمتها،  خط سوم،  اندیشه و مذهب،  از آنجور حرفا،  داغ کن - کلوب دات کام
برچسب ها: بایزید، بسطامی، تار، قرآن، نان، حکمت، معرفت، ابزار، مقدسات،
مطالب مرتبط: فیلم و زندگی!، سوسمار، توجیهاتی در قلم زنی...، فرار از بیهوده گی،
( www.mzare.ir ) گاه نوشته های محمود زارع
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 1 بهمن 1390
مستوجب آتش

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:آورده اند که یکروز شیخ ابوسعید ابوالخیر در نیشابور به محله ای وارد میشد و جمع متصوفه بیش از 150 کس با او بودند. ناگاه زنی پاره ای خاکستر از بام بیانداخت ( نادانسته که کسی میگذرد ) از آن خاکستر بعضی بر جامه شیخ رسید شیخ فارغ بود و هیچ متاثر نگشت اما جمع همراه در اضطراب آمدند و گفتند این سرای باز کنیم و خواستند تا حرکتی کنند و اعتراضی . شیخ گفت آرام گیرید زیرا کسی که مستوجب آتش بود , خاکستر با او قناعت کنند بسیار شکر واجب باشد. جمله خلق را وقت خوش شد و بسیار بگریستند.







طبقه بندی: خط سوم،  عشق,حب و دوستی،  داغ کن - کلوب دات کام
برچسب ها: شیخ، بایزید، بسطامی، خاکستر، آتش، عرفان، عارف، صوفی،
( www.mzare.ir ) گاه نوشته های محمود زارع
آخرین مطالب ما
آرشیو ما
نظرسنجی
نمره تارنمای ما از نظر شما؟





صفحات جانبی
پیوند های سایت
امکانات دیگر







پایگاههای دیگر


کلوب محمود زارع

آبگینه ساری

تفریح و سرگرمی

ساری

قالب وبلاگ

سوربن.میاندرود