ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:وقتی در قرآن شریف تدبر میکنم ، و از طرفی در احوال
اجتماعات نظر ؛ متوجه میشوم که دلیل تکرار و تاکید کلام حق بر نادانی و
جهالت و بی ایمانی اکثریت مردم .چیست؟! کمتر میتوان ایمان خالصی را یافت که
با شرک توام نباشد. سبحان الله!سبحان الله عما یصفون الا عباد الله المخلصین
بعنوان مصداق ، خود من از وقتی که این حدیث را خواندم ، بینی و بین الله ، بیشترین توجه را به عدم اتصاف به این صفت در خود داشته ام. حدیث قریب به این مضمون بود( نقل به مضمون) که : ... چنانچه کسی فردی را بخاطر ثروتش ( موقعیتش ) سلام بزرگتری نماید. دو سوم دینش را همانجا بر سر آن سلام بر باد داده است ...
خیلی از متدینین را میبینم که در برخورد با افراد ، بویژه در برخورد با مقامات مافوق ( البته مافوق کاغذی) - در بین کارمندان - و عامه مردم ، به افرادی که دارای قدرت و مکنت اند ، بنحوی خاص سلوک مینمایند، که حداقل آن این استکه بگوئیم: نوعی تملق و مداهنه گوئی را در رفتارشان دارند.
ادامه مطلب
طبقه بندی: الله، اندیشه و مذهب، عشق,حب و دوستی، قرآن کریم،
برچسب ها: الله، خدا، حمد، تدبر، قرآن، قدرت، الله اکبر، توحید، چاپلوسی، مداهنه، دین، ایمان، علی، نهج البلاغه، معصوم، محمود، زارع،
مطالب مرتبط: توحید ( تفسیری بر سوره توحید )، توجه : مهلت معنی دار خداوند به آدمی، انسان شرور یا .....؟!!، تفسیر قرآن ( محمود زارع )، وحی و قابل تامل، سوره مبارکه بینه،

زمانی میرسد، گاهی ،لحظه ای که چیزی بذهن خطور میکند که این چیز شکل خاصی از آن در ذهن تجسم و یا حتی تجسد مییابد.
عمری با آن بودی، حتی در آن ، لحظه به لحظه در فکرش، ابزار زبانت بوده ، واژه بیانت و اصطلاح لسانت بود، فکر کردی خیلی میدانی، نه ، فکر نمیکردی خیلی میدانی، بلکه بطور طبیعی نیازی احساس نمیکردی که این و یا آن ، طور دیگری هم معنا دهد، یا عمق بیشتری هم داشته باشد. بقول معروف- البته چندان معروف هم نیست- علم مطلق درست بمانند جهل مطلق موجب سئوال نمیشود ( یصح سکوت علیها - نمیدانم درست نوشتم یا نه- ) فرقی نمیکند ، علم مطلق در آن طرف خط دایره که اول خط دایره است با جهل مطلق که در انتهای خط دایره هست، در یک نقطه با هم مماس میشوند.
درست مثل هم گوئیا اصلا یکی میشوند. ظاهرا فرقی ندارند که علم مطلق همان جهل مطلق هست؟!! زیرا در فلسفه دایره گونه که ظاهرا درست ترین فلسفه هاست ، نقطه و مکان آنها یکی است ( ولی توجه و تامل داشته باشید که جهت آنها متفاوت است !!!)
در بعضی ها هم که جهتش متفاوت نیست. دیگر خیلی دارد فلسفی میشود و یا شاید هم سفسطی - بالاخره - که البته بالابتدائه هست نه بالاخره ( چون همینجوری قلم خودش عادت کرده که برای انفصال انداختن یا تمام کردن موضوعی که همان شروع کردن موضوع جدید است ، کانال عوض کردن است ، این واژه { که فارسی را پاس نداشتیم } این کلمه یا اصطلاح را ، خودش ، ناکس بی اجازه مینویسد. بالاخره ، البته منظور بالاخره مطلب قبلی است و یا در واقع استارت مطلب جدید.
ادامه مطلب
طبقه بندی: خط سوم، خاطرات شخصی، عشق,حب و دوستی، از آنجور حرفا،
برچسب ها: محمود، زارع، سوربن، ساری، ژ، تیپ، شکل، دروغ، نویسنده، قلم، خاص، کلاس،
مطالب مرتبط: بخشی از مقاله زندگی بی تناسب با فهم، پروژه اتمی و حیثیت ایرانیان + بانک و مردم ؟!، زندگی ! خواب است و خیال!!!!، تداعی .....،
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:زندگی ! خواب است و خیال!!!!تازه فهمیدم که ، یکی دیگر از دلایل خواب و خیال بودن زندگی دنیوی فی الواقع الکی بودن یا لهو و بازیچه بودن دنیا را و آن اینکه :
...همینکه آنهائیکه نمیترسند، موفق میشوند!!!...
واقعیت بیرونی ، قدرتهایش را از تصور ما میگیرند! اگر قوی فرضشان کنیم ، قوی اند و بالعکس! این مطلبی را که عرض کردم جدی بگیرید و رویش فکر کنید . همانطوریکه میخواهیم ، میشود!
طبقه بندی: حکمتها، خط سوم، از آنجور حرفا،
برچسب ها: زندگی، خواب، خیال، بیداری، محمود، زارع، سوربن، لهو، لعب، بازیچه، تازه]تازگی، دنیا، ترس، توفیق، واقعیت، قدرت، تصور، فرض، فرضیات، فرضیه، عکس، معکوس، غرض، قوی، رویش،
مطالب مرتبط: توجیهاتی در قلم زنی...، فرار از بیهوده گی، مملکت را فقط بانک بباد خواهد داد(ما گفتیم کسی هم گوش نمیکند)،
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:مدتی است که کار با قلم را بطور جدی شروع کرده ام( این نوشته برمیگردد به اوایل سال ۷۹) ولی گاهی خنده ام میگیرد . همیشه این مشکل عقب افتادگی را در اثر احتمالا تربیت نامناسب اجتماعی داشته ام. الآن که شرائط کتابت در جامعه بر اختصار و اقتصاد است و ملت حوصله مطالعه ندارند( البته بجز عده ای که مطالب جنجالی ژورنالیستی روزنامه ای را دوست دارند ) و کمتر توجهی به این امر میشود. گویا من تازه راه افتاده ام . الآن دنیا. دنیای دقت و سرعت و اختصار میباشد.دهها و بلکه صدها کتاب در یک قطعه کوچک مغناطیسی بنام دیسکهای رایانه ای و ... خلاصه و ضبط میشود. درست کاری را که میبایست چندین دهه قبل بآن اهتمام میداشتیم.الآن اهتمام ورزیدن ، شاید نوعی کار نابخردانه تلقی شود ولی ... یاد مثالی افتادم که دوستی برایم میگفت : میل به خریدن یک خودروی پیکان را در قبل از انقلاب داشتم. حدود سی هزار تومان(۳۰۰۰۰) وجه نیاز بود! - احتمالا یکی از دلایل ارزانی پیکان در آنموقع این بود که شاید این بود که اینجا و آنجا سهمی از قیمت آن نداشتند؟!- . لذا با تلاش حدودیکساله توانستم که این ادامه مطلب
طبقه بندی: خاطرات شخصی، متفرقه،
برچسب ها: قلم، مداد، نوشتن، توجیه، خاطره، شخصی، سوربن، محمود، زارع،
مطالب مرتبط: فرار از بیهوده گی،
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:شما چه میدانید و شاید خودم چه میدانم که با نوشته هایم ,آنهم در این حجم ,بدون اینکه بدانم یا بخواهم بدانم, دارم از احساس بیهودگی فرار میکنم .میگویند نویسنده خوب ,زیاد نمی نویسد. البته این مقیاس همیشه درستی نیست . به نسبت تفاوتی که انسانها با هم دارند,هم کیفیت و هم کمیت و حجم کارشان متفاوت میتواند باشد. ولی پر بیراه هم نگفته اند .
من جدای از اینکه احساس شبیه کسی که انگار مثل سگی هار و زخم خورده و کینه توز و خشمگین در کمین و تعقیب او هست و سریع می رود و می دود,می نویسد , می خواند,حتی سریع زندگی میکند,لذا زود عمرش به پایان می رسد,یعنی سریع زندگی میکند و زود هم می میرد,می مانم . شاید بدون اینکه حتی بدانم دارم بهمان سرعت از بیهوده گی فرار میکنم . شاید بد نباشد ولی برایم راضی کننده نیست. چون آنوقت, این جور نوشتن ,صرفا از سر نیاز و ضرورت می باشد, نه از روی تعهد, چه میدانم .
چه تعهدی دارم اینقدر ذهنم را متمرکز کنم تا حتی نوشته های خودم را هم بفهمم. راستی آیا می دانستید که من برای نوشته های خودم البته در بعضی مواقع , نیز برای مطالعه نیاز به تامل و تعمق دارم و بعضی از اوقات ,اصلا بدون چند بار مرور کردن , نمیتوانم متوجه شوم که یعنی چه و چه نوشتم,فرقی نمیکند . گویا دارم چیزی را میخوانم که تا حالا نخوانده بودم .
خوب راست هم هست دیگه . من تازه اگر هنر کرده باشم آنها را نوشته ام ,نخوانده ام یعنی نخوانده بودم که. پس پیشنهاد بدی نمی تواند باشد که اولین خواننده اثر خود ,نویسنده اثر باشد. اگر چنین چیزی نباشد معلوم میشود که نوشته مربوطه فاقد ارزش خواندن نزد نویسنده است . آنوقت چه انتظاری از دیگران داری که بعنوان مخاطب آنرا بخوانند و نظر هم بدهند< آنهم لابد با اشتهاء >
طبقه بندی: خاطرات شخصی، متفرقه،
برچسب ها: فرار، بیهودگی، محمود، زارع، نوشتن، عمر، زندگی، خواندن،
مطالب مرتبط: مملکت را فقط بانک بباد خواهد داد ( ما گفتیم کسی هم گوش نمیکند،
كردندی و به عمارتی جلیل و جمیل چونان ارك سپید رسیدندی . چون بوی خوش خورش از دور شنیدی آه از نهاد برآوردی و نوای طبل و بالابان از بطن مبارك نواختن آغازیدی . بانگ هوهو بلندتر كردی تا ارباب خانه بشنیدی بیرون آمدی درویش بی نوا اندرون بردی سفره ای رنگین انداختی و درویش بر آن خواندی . درویش از اطعمه و اشربه ی مُلوّن تا حلق مبارك تناول كردندی و از میهمان نوازی صاحب البیت خوشنود شدندی و حسابی چترانداختی و چند صباحی تِلِپ شدندی . درویش در فواصل صرف مائده های آسمانی و زمینی مُخ خداوندِ خانه را تِلیت كردندی و به انواع نصایح فیض رساندی از مذمّت دنیا و مافیها و نكوهش نسوان و اولاد سخن ها راندی كه جملگی موجب غفلت از باری و دوری از رحمت عالی بودندی و اجتناب از آنها امر مُطاع مولا . در آخر ارباب سرای راضی به ترك مال و بنون با درویش برای كسب زهد همراه شدی . هنوز سواد آبادی نمایان بودی كه آهی جانسوز از نهاد درویش برآمدی و آخ و واخ بلند كردندی و دست بر دست و پای بر زمین كوبیدی صورت خراشیدی و موی نایابِ سر كندی و خاك بر آن افشاندی . همراه پرسیدی این چه حالی است كه بر تو رفته ؟ مگر چه فاجعه ای رخ نمودندی ؟ درویش دلریش " وا اسفا " " وا لهفا " گویان همی نالیدی كه دیدی چه خاك برسر شدی ؟ نسیان بزرگی بر من مستولی گشتی و كشكول عزیز جای گذاشتی . ارباب نیش خندی زدی و نگاهی عاقل اندر سفیه بر درویش نمودی و گفتی من مال و منال فراوان و زن ماه روی و اولادِ نیك سرشت رها كردندی آنچنان كه درویش از فراق كشكولی دون ناله زدندی من بنده غصه نخوردندی . هذا فراق بینی و بینك ! ( مطلب از وبگاه دوست گرامی آقای محمدرضا زارع )طبقه بندی: الله، حکمتها، خط سوم، اندیشه و مذهب، از دیگر سایتها، از آنجور حرفا،
برچسب ها: زهد، زهدفروشی، درویش، صوفی، مفلس، محمدرضا، زارع، جمیل، جلیل، عمارت، بو، اشربه، ملون، چاپلوس، سعایت،
مطالب مرتبط: چاپلوسی و ایرانیان و روساء،
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:پراکنده نوشته هایم را در مورد
موضوعات مختلف که بصورت کوتاه بوده جمع آوری نموده و در اینجا تحت عنوان "
دقائق قلم " آورده باشد که مفید واقع شود. غالب این مطالب بصورت باصطلاح خودجوش
و لحظاتی بود که پر بود از نوشتن برای من ! اولین بار که خواستم در پرشین بلاگ یک بلاگ برای خود درست کنم و نامش را هم مازندران سبز زرد گذاشته بودم این مطلب زیر بوده است که نوشته بودم و بعنوان اولین مطلب ارسالی در وبلاگ قرار دادم که برای تجدید خاطره عینا مطلب مربوطه را در این بخش قرار میدهم . ( محمود زارع )
بنام خداوند جان و خرد
مازندران ! سبز زرد!!!
سرزمین نیاکان من!
هماره آباء و اجدادمان را در دامان سبزت
پروراندی به مهر!
و اینک ، آرام و خاموش،
در گاهواره آسایشت!
آرامیده اند به سکوت!!!
پهندشت پر مهر سبز !
همه عطایای خداوندیت را
چه ساده و بزرگوار
بی هیچ خستی
ادامه مطلب
طبقه بندی: مازندران، وبلاگی، خاطرات شخصی، عشق,حب و دوستی، ساری،
برچسب ها: مازندران، سبز، زرد، وبلاگ، بلاگ، محمود زارع، زارع، محمود، پرشین بلاگ، اولین، نیاکان، سرزمین، تجربه، قلم،
مطالب مرتبط: تا شما نظرتان چه باشد؟، مراكز قدرت در سایه...!، تخصص در بكارگیری عمر، دانلود 30 اثر مهم مذهبی تاریخی برای اندیشه و رویکرد به حقیقت، دقائق قلم محمود : آب( ماء)،
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:پراکنده نوشته هایم را در مورد موضوعات مختلف که بصورت کوتاه بوده جمع آوری نموده و در اینجا تحت عنوان " دقائق قلم " آورده باشد که مفید واقع شود. غالب این مطالب بصورت باصطلاح خودجوش و لحظاتی بود که پر بود از نوشتن برای من ! محمود زارع (مازندران . ساری . سوربن)لفظ ماء ۶۳ بار در قرآن شریف آمده است!
آیا ۶۳ درصد اشیاء ؛ چیزها؛ جانوران و انسانها و... را آب تشكیل میدهد؟
و ... آیا حیات و زندگی جهانیان با ۶۳ درصد به آب بستگی دارد
و ۳۷ درصد به مابقی عناصر؟!
آنقدر اهمیت آب برای بشر خاكی بیان شده است كه اگر خوب نمی دانستیم ؛ فكر میكردیم كه بجای خاك ؛ از آب خلق شده ایم ! البته از یك نظر چرا ! آب همان خاك است و خاك هم همان آب!
...خطورات ذهنی هراز چندگاهی بود!
طبقه بندی: الله، خط سوم، علوم خاص، اندیشه و مذهب، از آنجور حرفا،
برچسب ها: الله، آب، خدا، محمود زارع، ماء، خلق، ایجاد، مخلوقات، قلم، دقائق، مداد، عالم، ساری، سوربن، زارع، محمود،
مطالب مرتبط: تا شما نظرتان چه باشد؟، مراكز قدرت در سایه...!، تخصص در بكارگیری عمر، دانلود 30 اثر مهم مذهبی تاریخی برای اندیشه و رویکرد به حقیقت،

نویسنده: محمود زارع
فرمت: PDF
ارسال کننده: آبگینه ساری
زبان: فارسی
تعداد صفحات: 30
تاریخ درج: 19/12/1390
اهم مطالب این شماره : ( سه شنبه 22 مهر 1331 )
- ایران و دنیا در سه روز گذشته
- شایعات از لابلای روزنامه های داخلی و خارجی
- یک مسافر مرموز در تهران ؛ در وبلاگ ساری گاهنوشتهای محمود زارع
- مصدق تنهاست , روزنامه ها اطرافیان دکتر مصدق را بخودخواهی و عدم لیاقت متهم میکنند , آیا بحل مساله نفت امیدی هست ؟! مذاکرات نفت باز هم به نتیجه نخواهد رسید , انگلیسیها میگویند که مصدق میخواهد 20 میلیون لیره را بگیرد بعد بریش ما بخندد؛ خودداری آمریکا از پرداخت وام 25 میلیون دلاری بایران طی 3 سال
- معنی شرکت سران حزب توده در کنگره حزب کمونیست شوروی چیست ؟ چطور شد که مسکو فعالیت سران حزب توده را در شوروی تایید کرد ؟
- من بتنهایی از اقیانوس کبیر عبور کرده ام !
- مخالفت آیت الله کاشانی با طرح حجاب و اخراج بانوان از ادارات
- پیشنهاد بامزه آیت الله کاشانی درباره زنهائیکه در ادارات کار میکنند !
دانلود در ادامه مطلب ...
طبقه بندی: مجلات قدیمی،
برچسب ها: مجله، تاریخی، خواندنیها، ایران، زارع، تاریخ ایران، مجله تاریخی، خواندنی های تاریخی، تاریخ معاصر ایران،
مطالب مرتبط: دانلود کل آثار محمود زارع در سایت ویکیوبوک، دانلود مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 07،
با +1 به مطلب امتیاز دهید
مزیت نسبی :
مزیت نسبی هر کشور نسبت به یک کالا وقتی حاصل میشود که آن کالا در مقایسه
با کالای تولید شده کشورهای دیگر ؛ دارای هزینه تمام شده کمتر و قیمت
ارزانتر باشد.
بهره وری : دانش و تکنولوژی استفاده بهینه از منابع نیروی انسانی ؛ مهارتها؛ ماشین آلات و اطلاعات بمنظور حصول به بهترین نتایج است.
داده یا نهاده : عبارتست از مقدار و یا ارزش کالاها و خدماتی که برای تولید یک کالا مورد استفاده قرار میگیرد.
ستاده یا ستانده : ستاده
در هر بخش اقتصادی عبارتست از مقدار و یا ارزش کالاها و خدمات تولید شده
که در سایر بخشها بعنوان مصارف واسطه و یا برای مصرف نهائی مورد استفاده
قرار میگیرد.
خالص درآمد عوامل تولید از خارج : عبارتست از درآمدهای حاصل از کار و سرمایه اتباع کشور در خارج , منهای درآمد حاصل از کار و سرمایه اتباع سایر ممالک در کشور.
درآمد عوامل تولید : عبارتست از درآمد حاصل از کار , مالکیت و کارفرملئی که بترتیب بصورت مزد و حقوق , بهره , اجاره و سود به عوامل تولید تعلق میگیرد.
استهلاک سرمایه ثابت :
ارزش یا هزینه جانشینی آن مقدار از دارائیهای ثابت است که در یک دوره
حسابداری در نتیجه فرسودگی ضمن تولید, از مدافتادگی متعارف و خسارتهای
اتفاقی از بین میرود.
امید زندگی : شماره سالهای زندگی که بطور متوسط هر فرد دارد.
قیمت تعادلی : قیمتی که در آن, مقدار تقاضای یک کالا کاملا برابر با مقدار عرضه آن است. معمولا به این قیمت؛ قیمت صاف کننده بازار نیز گفته میشود.
بار تکفل : در یک جامعه , کودکان زیر پانزده ( 15 ) سال و سالمندان بالای شصت و پنج ( 65 ) سال که جزء جمعیت فعال کشور محسوب نمیشوند, آنها را بار تکفل اقتصادی میگویند. مفروضا بار کفالت آنها بر دوش نیروههای فعال جامعه ( 65 – 15 سال ) میباشد.
ادامه مطلب
طبقه بندی: اجتماعی،
برچسب ها: تعاریف اقتصادی، تعریف، واژه نامه، اقتصاد، مزیت، مزیت نسبی، مزیت مطلق، بیکاری، تورم، بارتکفل، برتری، نظریه بازیها، استراتژی، سیاست، محصول ناخالص، تولید خالص، ناخالص، ملی، برنامه، برنامه ریزی، آمایش، کار، کارمزد، کالا، درآمد، اعتبار، پول، نقدینگی، بیکاری دائم، زارع، محمود، محمود زارع،
- عنوان کتاب: حقیقت دینداری چیست

- نویسنده: محمود زارع
- فرمت: PDF
- ارسال کننده: ساری گاهنوشتهای محمود زارع
- زبان: فارسی
- تعداد صفحات: 7
- تاریخ درج: 12/10/1390
- توضیحات:
در راستای حل و کشف این معماها، اصل قضیه ای بنام این که : خلاصه من برای چه خلق شده ام و هدف از خلقتم چه بود ؟! مدتهای مدیدی این موضوع که : ما خلقناالجن و الانس الا لعیبدون ، ذهنم را بخود مشغول داشت و قانع نمیشدم که عبودیت که همان روح و گوهر گرانبهای دینداری است به همین اعمال معمولی مانند نماز و روزه و امثالهم که بیشتر در ظواهر مساله و احکام فقهی خلاصه میشد ، خلاصه شود. ما را خداوند خلق کرد که او را عبادت کنیم ؟!! اولین سوالی که بذهنم میرسید این بود که این چه نیازی است که خداوند " صمد " بعبودیت ما دارد؟! ...
میخواهم بگویم که این اعمال مثلا ثواب ما در یک حسابی جداگانه از خود ما نگه داشته نمیشود . در واقع ما بانک خودمان هستیم و آن دفتر و یا آن صندوقچه و یا آن ترازو در خود ما ذخیره است و این همان نکته ظریفی است که در عین سادگی ، غالب ما از آن غافلیم و تصور میکنیم که این دفتر و صندوق و یا ترازو در بیرون از ما و در جایی قرار دارد و اعمال ما در آن ریخته و بایگانی شده و نگهداری و ثبت و ضبط میشود و روزی بخود ما عرضه میشود!
بلی و اما در عین حال خیر ! ظرافت کار در جایگاهی است که ما تصور میکنیم یعنی مقر آن ترازو و مقر آن کتاب یا سفره یا صندوق ! و ظرافت موضوع همین است که محل و ممر و مقر و محمل این صندوقچه در خود ماست. این نحوه تصور خیلی تفاوت ایجاد میکند . یعنی اصولا در نوع و نحوه اعمال و کردار و حتی تصورات و ذهنیات ما اثر مستقیمی خواهد داشت .
طبقه بندی: الله، اندیشه و مذهب، مصاحبه،
برچسب ها: دینداری چیست، دینداری، هدف از خلقت انسان، محمود، زارع،
ناشر : وبلاگ ساری , گاهنوشتهای محمود زارع
حجم فایل : 3/12 مگابایت
فرمت فایل : PDF
تاریخ نشر : آخر آذرماه 1390 بوسیله محمود زارع
ناشر دوم : وبلاگ آبگینه ساری
اهم مطالب این شماره از مجله خواندنی ها:
1- شایعات از لابلای روزنامه های داخلی و خارجی
2- ایران و جهان در سه روز گذشته
3- مجلس هفدهم و مکتب خانه !
- وقتیکه آخوند چوب برمیدارد شاگرد باید حساب کارشان را بکنند.
- ادامه اختلاف دولت و مجلس بنفع کیست؟
- آنجا که مرده شوی هم بحال مرده گریه میکند
- با این قانون مطبوعات یاد ساعد و قوام و اقبال بخیر !
برای دانلود به ادامه مطلب بروید
طبقه بندی: مجلات قدیمی،
برچسب ها: مجله، مجلات، قدیمی، خواندنیها، 1331، تاریخ، ایران، مجله خواندنیها، محمود، زارع، محمود زارع، ساری، سوربن، رودبارمحله، استخرپشت، تیلک،
مطالب مرتبط: دانلود مجله خواندنی های شماره 22 سال 1331، دانلود مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 21، دانلود مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 20، لینک دانلود مجلات در گوگل، مطالعه آنلاین مجله،
1- شایعات از لابلای روزنامه های داخلی و خارجی

2- ایران و جهان در سه روز گذشته
3- مجلس آخرین اختیارات خود را هم از دست می دهد.
- آیا اختلاف دولت با مجلس, تجسمی از اختلاف دکتر مصدق با آیت الله کاشانی است؟
- گربه کشی در حجله یا علت قهر دولت از مجلس
- از قانون جدید مطبوعات بوی فاشسیم می آید!
- " شاهد " وزرای کابینه مصدق را با کابینه رزم آرا مقایسه می کند.
4- آیا میخواهند ایران را فدای کره بکنند ؟
- روسها بشرطی حاضر به خاتمه دادن بجنگ کره هستند که امریکا از ایران دست بردارد !
- دکتر مصدق به کمونیستها میدان می دهد تا آیزنهاور را بترساند.
- اگر امریکا کمک نکند ارتش ایران به نصف تقلیل خواهد یافت .
5- خبرهای شنیدنی از مسافرت شاه و ملکه
- ملکه از فرط خستگی اخم کرده بود
- در جستجوی یک پنجریالی برای شاه
- شاه در جواب کسانیکه میخواستند ایشان را از مسافرت با قطار منصرف سازند گفتند: " من از راه آهن مطمئن هستم شما امنیت شهرها را حفظ نمایید "
6- بازگشت مکی
7- در شمال چه خبر است ؟
- پرچم قرمزی که ناگهان بر فراز کارخانه چالوس افراشته شد .
8- ماموران وزارت خارجه ما
- نقش آقای علاء در حسن شهرت ایران
- اهمیت هندوستان و پاکستان و عراق
9- میتسو یا محبوس باغ فردوس ( سلسله داستان مخصوص خواندنی ها )
دانلود مجله در ادامه مطلب.....
طبقه بندی: مجلات قدیمی،
برچسب ها: مجله، مجلات، قدیمی، خواندنیها، 1331، تاریخ، ایران، مجله خواندنیها، محمود، زارع، محمود زارع، ساری، سوربن، رودبارمحله، استخرپشت، تیلک،
مطالب مرتبط: دانلود مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 21، دانلود مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 20، دانلود شماره 19 مجله خواندنیها، مجله قدیمی نور دانش - شماره 39 سال 1327، مجله قدیمی نور دانش - شماره 38 (63 سال پیش)، دانلود مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 18، مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 17، مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 15، http://mzare.mihanblog.com/post/396،
مجله خواندنی های سال 1331 ( شماره 21 )

حجم فایل : 1.6 مگابایت
تعداد صفحات : 30 صفحه
فرمت : PDF
کپی رایت :
وبلاگ ساری , گاهنوشتهای محمودزارع http://mzare.mihanblog.com
لینک دانلود در گوگل سایت ( Download )
لینک دانلود در سایت ویکیو بوک ( DOWNLOAD )
اهم مطالب شماره 21 خواندنی ها سال 1331 :
ادامه مطلب .........
طبقه بندی: مجلات قدیمی،
برچسب ها: مجله، مجلات، قدیمی، خواندنیها، 1331، تاریخ، ایران، مجله خواندنیها، محمود، زارع، محمود زارع، ساری، سوربن، رودبارمحله، استخرپشت، تیلک،
مطالب مرتبط: شماره 21 در سایت ویکیو بوک، مجله خواندنی های 60 سال پیش ایران.شماره 3، مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 4، مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 5، مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 6، مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 11، مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 12، مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 13، مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 14، مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 15، مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 17، دانلود مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 18، مجله قدیمی نور دانش - شماره 38 (63 سال پیش)، ارتجاع و روحانیت، مجله قدیمی نور دانش - شماره 39 سال 1327، دانلود شماره 19 مجله خواندنیها، دانلود مجله خواندنیها سال 1331 شماره 20، دانلود مجله خواندنیهای 60 سال پیش ایران - شماره 20،
طبقه بندی: فیلم، موسیقی محلی مناطق،
برچسب ها: دف، موسیقی، سنتی، رضا زارع، زارع،
مطالب مرتبط: Kitaro (كیتارو 2004 -1 )، موسیقی محلی بوشهری + دانلود،
شخصیتها : و بررسی نظریاتشان ( این جلسه مولوی )

قسمت اول
ج ) واضحتر بفرمایید . چون از نظر من هر موجودی دارای شخصیتی است . بعلاوه علاقمندی هم باید تفسیر مشخصی بگیرد . یعنی چه نوع علاقه ای ؟ در چه زمینه ای و در چه سطح و عمقی ؟ تازه کدام نوع از شخصیتها ؟ شخصیتهای انسانی یا غیر آن ؟! و ...
س ) منظورم شخصیتهای انسانی اند ؟ یعنی از شخصیتهایی مانند فردوسی و سعدی و ...
ج) گرچه پاسخ مرا بروشنی نداده اید ولی من بر اساس فهمم از نظرشما توضیحی میدهم . بنظر من با توجه به همین درک خویش از مافی الضمیر (پرسش) شما ؛ میگویم که حافظ را دوست دارم ؛ خیلی ؛ اما مولوی برای من یه چیز دیگه است !
س ) همین ؟! ج ) بله همین !
س ) چرا ؟!
ج) خوب واقعا فعلا حوصله ندارم بیشتر توضیح دهم . در این نوع از پرسش این پاسخ کوتاه کافیست و خیلی هم کافیست. البته بقول طلبه ها " اثبات شئی نفی ما اعداء نمیکند " . یعنی علاقمندی من به حافظ و بخصوص مولوی لزوما بمعنی عدم مهر من به شخصیتهایی مانند شیخ محمود شبستری که من با توجه به سنی که او در آن سن و سال گلشن رازش را در قریب به هزار بیت معرفت سروده بود ، در شگفتم و بسیار برایم محبوب است . یا نظامی که من واقعا یکزمانی دریافتم که بیهوده و یا از سر مسامحه بهش حکیم نگفته اند . و از این دست زیاد هستند حالا گرچه کمتر سعادت همنشینین با این عزیزان را داشته ام اما همین مقدار اندکی که از واسطه هایی با آنها مرتبط بوده ام ، عجائبی دیده ام که نمتوانم تحسینشان نکنم و دوستشان نداشته باشم . شاید از سر بختیاری خاص من بوده است و یا بنا به دلائل عدیده ای من حافظ و بیشتر مولوی بقولی سر راهم سبز شده اند و بخصوص مولوی زیاد جلوی من پیچیده است .
باور کنید که آنقدر به این بزرگ مرد علاقه داشتم و دارم که کتابهایش بخصوص دو کتاب مهمترش مانند دیوان کبیر و بخصوص مثنوی اش را با گرفتاری و داستانی تهیه کرده ام . زمانی پول نداشتم و حرص در کنار داشتن مثنوی مرا می گداخت .
شبی بعادت دوران مجردی که اکثرا تا دیروقتها با هم بودیم و ول و رها ؛ در خانه آقای .... بودم . بهش گفتم که مثنوی ات را برای مدتی بمن بده . گفت باشه اما حالا نه . بعدا بیا بگیر . هر چه اصرار کردم نداد . من آنچنان شوقی برم داشته بود که آن شب جمعه نمیتوانستم بدون مثنوی سر کنم . این ناقلا رفیق من هم کمی خسیس تشریف داشتند. و نم پس نمی دادند . منم موقع رفتن مثنوی را زیر اورکت ( آنموقع تازه جهاد اوایل انقلاب سالی یکی دو دست اورکت کره ای بما میدادند که گشاد و جادارد هم بود ) پنهان کرده و با سرقت مثنوی کار را آغاز کردم.
ادامه مطلب
طبقه بندی: مصاحبه، خط سوم، اندیشه و مذهب،
برچسب ها: مصاحبه، مولوی، محمود، زارع، جلال الدین، ایرانی، اندیشه، مثنوی، شمس، دیوان شمس، مثنوی معنوی، عشق، شوریده گی، شیفتگی،
مطالب مرتبط: خط سوم . شمس قسمت اول، مصاحبه ها در گاه نوشتهای محمود زارع،
در ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:که ؛ بایستی تا حدود زیادی جسارتهای خویش را و بی پروائیهای خود را كم كرد تا انشاء الله با لطف غفار رئوف . بطور
بی پروائی در غیبتها . ولو اینكه راست باشد و حق هم باشد ولی غیبت است . كنترل زبان آرزوی این ماه مبارك در این سال میباشدم!
بقصد آگاهی - بقصد اطلاع رسانی - بقصد روشن كردن دیگران و برای موضعگیری درست بعدی . به نیت واقعا تربیتی و آموزشی در اغلب اوقات غیبتهائی میشود. ولی خوب كه نگاه كنیم اولا همانموقع ناراحتیم + اینكه بعدها متوجه میشویم كه نقشه شیطان است. این توجیهات گرچه درست ولی نقطه ضعف ما را میرساند . با این استدلالات برای ما . منطقی فریبمان میدهد! من قصد كینه توزی نداشته ام اصلا یادم نمی آید نسبت به كسی كینه ای در دل داشته باشم . حب و بغضهائی شاید! خواستم بگویم بعضی از غیبتهائی كه كرده ام پیش خودم بدلیل مبارزه ای بوده است . بیگناهی را یادم نمی آید غیبت كرده باشم . مدعیان حق خور و ظالم را چرا . چاره ای نداشتم و عاجز بودم از مبارزه رویارو حالا بهر دلیلی . لذا نوعی مبارزه بوده است ولی خدا را میترسم و امید بخشش + اصلاح دارم!
ادامه مطلب
طبقه بندی: عشق,حب و دوستی، از آنجور حرفا،
برچسب ها: درد، ته مانده شراب، چشیدن، نکته، نکته ها، زارع، می، میگساری، میگساران، دردی کش، میخانه، طبیب، خواندن، خوراک، حرمت، سروش، ترس، آگاهی، عجز، خدا، کتاب، شهر، ساری، مازندران، وطن، ایران،
مطالب مرتبط: از آنجور حرفا، عشق،



