اگر بی نهایت عدد را روی هم بگذارید ( آیا میدانید ) كه به یك هم نمی رسد؟
اگه قبول ندارید به منطق زیر توجه كنید :
1 < x = 1 + ... + 1 + 1 + 1 + 1 n 32 16 8 2 هر چی كه بشه [ ( مثلا x هر چی بشود ) میشود ... 1 > x ] حتی یك (1) هم نمیشود.
پس اینطور نیست كه بی نهایت چیزها ( عدد ، ذره و... ) روی هم ، چیزی میشود! نه حتی یك هم نمیشود.
عبارت از آنچیزی كه ... نمیدانم ؛ چی می خواستم بگم.
خدا را كی آفرید؟
این سوالی هست كه فرزانه كوچولوی ما بدجوری این شبهای ماه رمضونی بما گیر داده است و هی سوال پیچمان میكند.
خدا را من آفریده ام !
چون خدای خدا كه آفرید نی نیست مگر خدائی كه تو داری .
چون خدای احد و یگانه كه آفرید نی نیست، مگه اینكه خدائی كه تو معتقدی.
عدمی وجود نمیشود و وجودی عدم نمیشود.
خودت میفهمی كه چی میگی ؟! ...
فرزانه ام اینو بمن گفت!
تنها چیزی كه بشر كم دارد و فكر می كند كه بیشتر از همه دارد ، همان عقل است!
بینه : میگن . خدا یك عقلی بتو بده و پولی هم بمن!؟!
مدعی بی عقلی نیست یا مدعی كم عقلی!
از اكثر چیزها؛ از نداشتن یا كم داشتن گلایه مند ند اما از عقل؟!
چیزی كه نداری، خوب نداری! نداری دیگه، اگه قابل داشتن بودی ، خوب می داشتی؛ همینكه نداری ، یعنی كه نداری و ( شاید ) نیاید می داشتی!.
ادامه مطلب
طبقه بندی: الله، حکمتها، خط سوم، از آنجور حرفا،
برچسب ها: خدا، الله، آفرینش، خلقت، مرگ، زندگی، دنیا، خواب، خیال، رویاء، قیامت، طبیب، موت، بیدار، بیداری، دروغ، اقیانوس، بیکران، بیکرانگی، شخصیت،
بخشی دیگر از مصاحبه با محمود زارع
شخصیتها : و بررسی نظریاتشان ( این جلسه مولوی )
قسمت دوم
تذکر:
این مصاحبه در سالهای پیشین تهیه شده بود که قطعا اینجانب در شرائط کنونی
تغییراتی را در بعضی از نظراتم دارم بخصوص درباره شخصیت شمس تبریزی که
انشالله در جای خود بدان خواهم پرداخت.
س ) خلاصه هم بفرمایید قبول است !
ج ) بله ؛ حتما میدانید که مولوی ایرانی ایرانی است و زادگاهش در خراسان ایران بوده است ولی در طول زندگی اش بدلائل
عدیده ای که غالبا اهل مطالعه و تحقیق میدانند مجبور به مهاجرت میشود و در قونیه مهاجری ایرانی است که موطن میگیرد. در قونیه
آنزمان کلیساهایی بوده است ، دیر ها کنشت و کنیسا و ... هم بوده است و خود مولوی
بدلیل اینکه بالاخره مفتی و عالم دینی بوده ، قطعا مراودات و رفت و آمدهایی هم با
آنها داشته است . آنچه که من در اینجا میتوانم بگویم اینکه مولوی با مسیحیان البته در مقایسه با دیگران بخصوص با یهودیان و گبری ها که
چندان رابطه مناسبی نداشته و حتی لحن تندی در باره آنها داشته است و تندی هایی
دارد اما بجز در موارد اندکی با مسیحیان روابط خوبی داشته است . گویا از برخورد
صبورانه و گاها بیغرضانه تر مسیحیان آنزمان البته ( نه
مسیحیان غالبا سیاسی اینزمان ) هم خشنود بوده است و این موضوع در کنه اثار
مولوی پیداست منتها باید اهل مطالعه مستمری باشی که بتوانی به این زوایا دست یابی
ادامه مطلب .........
طبقه بندی: اندیشه و مذهب، مصاحبه،
برچسب ها: محمود زارع، مولوی، شمس، رند، مصاحبه، شخصیت،



