بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 24 بهمن 1390
درختان را دوست دارم که به احترام تو قیام کرده اند 
و آب را که مهر مادر توست . . .
خون تو شرف را سرخ گون کرده است
شفق ، آینه دار نجابتت ،
و فلق ، محرابی ، که تو در آن نماز صبح شهادت گزارده ای
در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است , هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم , در حضیض هم می توان عزیز بود , از گودال بپرس
شمشیری که بر گلوی تو آمد هر چیز و همه چیز را در کائنات به دو پاره کرد
هر چه در سوی تو ، حسینی شد
دیگر سو یزیدی
که برخی یزیدی و گرنه حسینی اند
خونی که از گلوی تو تراوید همه چیز و هر چیز را در کائنات به دو پاره کرد در رنگ !
اینک هر چیز یا سرخ است یا حسینی نیست
آه ، ای مرگ تو معیار!
مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت
و آن را بی قدر کرد که ؛
مردنی چنان غبطه بزرگ زندگانی شد
خونت با خون بهایت ، حقیقت در یک تراز ایستاد
و عزمت ، ضامن دوام جهان شد
- که جهان با دروغ می پاشد –
و خون تو امضای راستی است
تو را باید در راستی دید ....................
و آب را که مهر مادر توست . . .
خون تو شرف را سرخ گون کرده است
شفق ، آینه دار نجابتت ،
و فلق ، محرابی ، که تو در آن نماز صبح شهادت گزارده ای
در فکر آن گودالم که خون تو را مکیده است , هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم , در حضیض هم می توان عزیز بود , از گودال بپرس
شمشیری که بر گلوی تو آمد هر چیز و همه چیز را در کائنات به دو پاره کرد
هر چه در سوی تو ، حسینی شد
دیگر سو یزیدی
که برخی یزیدی و گرنه حسینی اند
خونی که از گلوی تو تراوید همه چیز و هر چیز را در کائنات به دو پاره کرد در رنگ !
اینک هر چیز یا سرخ است یا حسینی نیست
آه ، ای مرگ تو معیار!
مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت
و آن را بی قدر کرد که ؛
مردنی چنان غبطه بزرگ زندگانی شد
خونت با خون بهایت ، حقیقت در یک تراز ایستاد
و عزمت ، ضامن دوام جهان شد
- که جهان با دروغ می پاشد –
و خون تو امضای راستی است
تو را باید در راستی دید ....................
ادامه مطلب
طبقه بندی: اندیشه و مذهب، عشق,حب و دوستی، دعا و نیایش،
برچسب ها: امام حسین، شعر، منظومه، موسوی گرمارودی، شهادت، یزید، مخنث، ظلم، کربلا، خون، رنگ، معیار،
( www.mzare.ir ) گاه نوشته های محمود زارع
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 11 بهمن 1390
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:آورده اند ابولولو غلام مغیره بن شعبه حاکم کوفه بود . وقتیکه مغیره و ایشان بمدینه آمدند روزی ابولولو بعنوان شکایت از مغیره نزد عمربن خطاب آمد و اظهار داشت : مولای من مغیره ماهی 100 درهم از من مطالبه میکند و تحصیل این وجه برای من مقدور نیست ؛ به مغیره دستور بده بر من سخت نگیرد.
عمر خطاب گفت تو چه صنعتی میدانی
ابولولو صنایع خود را بازگو کرد و در ضمن اظهار نمود که شاهکار صنایع من آسیای بادی است.
عمر بن خطاب بجای رسیدگی عادلانه و از آنجائیکه عصبیت عربیت سختی هم داشت بطوریکه عربها را برتر از عجم ها میدانست و بخصوص با ایرانیان نیز بد بود , گفت با این صنایعی که شمردی صد درهم دادن در ماه برای تو سخت نیست .
ابولولو که از دادخواهی خویش نزد عمربن خطاب بهره ای نیافت موقعی که میخواست از عمر جدا شود گفت : برای تو آسیایی بسازم که آوازه آن بتمام دنیا برسد ( روایت دیگر :آسیایی برای تو بگردش درآورم که تا روز قیامت بگردد ) و نیز ( بروایتی گفت: آسیایی برای تو بسازم که آوازه اش مغرب و مشرق را فرا گیرد ) , این بگفت از نزد عمر خطاب بیرون شد .
بعد از چند روز عمر بمسجد آمده بود که ابولولو فیروزان با کارد دوسر, شش زخم بر عمر زد و یکی از آن زخمها زیر ناف عمربن خطاب واقع شد و شکمش را پاره و او را از پای درآورد . این حادثه در روز 26 ذیحجه سنه 23 هجری بود , سه روز بعد یعنی در آخر ذیحجه عمر مرد و از دنیا رفت .
در کتب قدیمی از مورخین و محققین آورده اند که ؛ بانو حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ( دخت گرامی رسول مکرم و سیده النساء العالمین ) در روزی که عمر با تندی و بی ادبی تمام قباله فدک را از دست آنحضرت گرفت و پاره کرد ؛ آن بانوی مقدسه آزرده خاطر و بدین مضمون وی را نفرین فرموده بود که ...
ابن خطاب ؛ خداوند شکم ترا پاره کند
...
عمر خطاب گفت تو چه صنعتی میدانی
ابولولو صنایع خود را بازگو کرد و در ضمن اظهار نمود که شاهکار صنایع من آسیای بادی است.
عمر بن خطاب بجای رسیدگی عادلانه و از آنجائیکه عصبیت عربیت سختی هم داشت بطوریکه عربها را برتر از عجم ها میدانست و بخصوص با ایرانیان نیز بد بود , گفت با این صنایعی که شمردی صد درهم دادن در ماه برای تو سخت نیست .
ابولولو که از دادخواهی خویش نزد عمربن خطاب بهره ای نیافت موقعی که میخواست از عمر جدا شود گفت : برای تو آسیایی بسازم که آوازه آن بتمام دنیا برسد ( روایت دیگر :آسیایی برای تو بگردش درآورم که تا روز قیامت بگردد ) و نیز ( بروایتی گفت: آسیایی برای تو بسازم که آوازه اش مغرب و مشرق را فرا گیرد ) , این بگفت از نزد عمر خطاب بیرون شد .
بعد از چند روز عمر بمسجد آمده بود که ابولولو فیروزان با کارد دوسر, شش زخم بر عمر زد و یکی از آن زخمها زیر ناف عمربن خطاب واقع شد و شکمش را پاره و او را از پای درآورد . این حادثه در روز 26 ذیحجه سنه 23 هجری بود , سه روز بعد یعنی در آخر ذیحجه عمر مرد و از دنیا رفت .
در کتب قدیمی از مورخین و محققین آورده اند که ؛ بانو حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ( دخت گرامی رسول مکرم و سیده النساء العالمین ) در روزی که عمر با تندی و بی ادبی تمام قباله فدک را از دست آنحضرت گرفت و پاره کرد ؛ آن بانوی مقدسه آزرده خاطر و بدین مضمون وی را نفرین فرموده بود که ...
ابن خطاب ؛ خداوند شکم ترا پاره کند
...تنظیم برای وبلاگ از سوی : فرزانه زارع
هفتم بهمن 1390
هفتم بهمن 1390
طبقه بندی: فرق مذهبی، تاریخ،
برچسب ها: ابولولو، فیروز، فیروزان، عمر، عمرخطاب، عمربن خطاب، قاتل عمر، مغیره، غلام، نفرین، ظلم، خلیفه دوم، قباله، فدک، حضرت فاطمه، زهرا سلام الله،
( www.mzare.ir ) گاه نوشته های محمود زارع
آخرین مطالب ما



