بازدید : مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 5 بهمن 1390
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:از میان لطیفه های کلاسیک و قدیمی تر.نتیجه ی یک بی
احتیاطی و یک اشتباه
و آن اینکه خواستم برای روز جشن تولد نامزدم هدیه ای بفرستم و باتفاق خانم خوش پسندی ببازار رفتم و یک جفت دستکش بسیار اعلا خریدم و بشاگرد مغازه برای بسته بندی دادم .
گویا خانم خوش پسند هم برای خودش دو عدد ( تنکه ) خریده و او هم برای بسته بندی به همان شاگرد داده بود. موقعی که خواستیم از مغازه خارج شویم بسته مرا اشتباهی به او دادند و بسته او را به من.
من هم بمنزل آمده و کاغذی نوشتم و با بسته برای نامزدم فرستادم و بی احتیاطی که نمودم اینکه بسته را باز نکردم تا اطمینان حاصل کنم اما وقتی نامزدم بسته را باز میکند می بیند دو عدد تنکه برایش فرستادم و چون نامه را میخواند می بیند که چنین نوشته ام:
خانم عزیزم با تقدیم این نامه خواستم کمال معذرت را از ارسال این هدیه ناقابل که نمونه ای از محبت خالصانه من به سرکار علیه است خواسته باشم و ضمنا یقین بدانید که هرگز تاریخ تولد شما از نظر من محو نمیشود این هدیه مختصر را مخصوصا بدیم نظر انتخاب نمودم که یقین دارم شما احتیاج خاصی به آن دارید و هرگز بدون آن به مهمانی نمی روید .
احتیاطی و یک اشتباهو آن اینکه خواستم برای روز جشن تولد نامزدم هدیه ای بفرستم و باتفاق خانم خوش پسندی ببازار رفتم و یک جفت دستکش بسیار اعلا خریدم و بشاگرد مغازه برای بسته بندی دادم .
گویا خانم خوش پسند هم برای خودش دو عدد ( تنکه ) خریده و او هم برای بسته بندی به همان شاگرد داده بود. موقعی که خواستیم از مغازه خارج شویم بسته مرا اشتباهی به او دادند و بسته او را به من.
من هم بمنزل آمده و کاغذی نوشتم و با بسته برای نامزدم فرستادم و بی احتیاطی که نمودم اینکه بسته را باز نکردم تا اطمینان حاصل کنم اما وقتی نامزدم بسته را باز میکند می بیند دو عدد تنکه برایش فرستادم و چون نامه را میخواند می بیند که چنین نوشته ام:
خانم عزیزم با تقدیم این نامه خواستم کمال معذرت را از ارسال این هدیه ناقابل که نمونه ای از محبت خالصانه من به سرکار علیه است خواسته باشم و ضمنا یقین بدانید که هرگز تاریخ تولد شما از نظر من محو نمیشود این هدیه مختصر را مخصوصا بدیم نظر انتخاب نمودم که یقین دارم شما احتیاج خاصی به آن دارید و هرگز بدون آن به مهمانی نمی روید .
ادامه مطلب
طبقه بندی: لطیفه ها،
برچسب ها: لطیفه، جوک، قدیمی، کلاسیک، اشتباه،
( www.mzare.ir ) گاه نوشته های محمود زارع
بازدید : مرتبه
تاریخ : شنبه 1 بهمن 1390
از میان لطائف کلاسیک
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: لاادری و لااعلم پسران ملا فراموش بن ملاسهوی بن ملانسیان ساکن قصبه ناپیدا بود مضاف بصوبه عدم آباد سلسله نسب این بزرگواران از جانب مادر به نشناخته بیگم دختر نادر بیک خان و از طرف پدر به ملامعدوم متخلص به بی نشان فرزند نواب سرگردان خان میرسد. و کمتر بیاضی و سفینه ای و کشکولی و مجموعه ای خواهد بود که در آن اشعار این حضرات مرقوم و مسطور نباشد و اکثر مردم اشعار ایشان را بنام دیگران میخوانند و اشعار دیگران را از ایشان میدانند سنین عمر این صاحبان بیحساب و بیشمار و وفات اینها بر نفخه صور موقوفست .
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: لاادری و لااعلم پسران ملا فراموش بن ملاسهوی بن ملانسیان ساکن قصبه ناپیدا بود مضاف بصوبه عدم آباد سلسله نسب این بزرگواران از جانب مادر به نشناخته بیگم دختر نادر بیک خان و از طرف پدر به ملامعدوم متخلص به بی نشان فرزند نواب سرگردان خان میرسد. و کمتر بیاضی و سفینه ای و کشکولی و مجموعه ای خواهد بود که در آن اشعار این حضرات مرقوم و مسطور نباشد و اکثر مردم اشعار ایشان را بنام دیگران میخوانند و اشعار دیگران را از ایشان میدانند سنین عمر این صاحبان بیحساب و بیشمار و وفات اینها بر نفخه صور موقوفست .
طبقه بندی: لطیفه ها،
برچسب ها: گمنام، لطیفه، ادری، لاادری، جوک،
مطالب مرتبط: لطیفه ها،
( www.mzare.ir ) گاه نوشته های محمود زارع
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 3 آبان 1390
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:احتراما، نظر به اینكه طی بررسی های به عمل آمده توسط اینجانب، علی رغم تمام نعمات و افاضات حضرتعالی در مراحل مختلف زندگی به این حقیر، به جایی نرسیده و موجبات شرمساری نسل بشریت را فراهم آورده ام. متمنی است پیرو تبصره سوم بند اول قرارداد آفرینش، مورخ 1/1/1 منعقده فیمابین ابرجد اینجانب - مشهور به آدم - و حضرتعالی، استفای این حقیر را از مقام انسانیت بپذیرید.
بدیهی است من بعد اینجانب هیچ گونه مسئولیتی در قبال انسانی بودن رفتار و گفتار خویش را نخواهم پذیرفت. مستدعی است در صورت نیاز به اخذ حیات، لطفا مراتب را هرچه سریعتر به اطلاع حضرت عزرائیل برسانید.
قبلا از نعمات بی شایان شما کمال تشکر را دارم.( نوشته یکی از اعضای کلوب 100 درجه دات کام)
بدیهی است من بعد اینجانب هیچ گونه مسئولیتی در قبال انسانی بودن رفتار و گفتار خویش را نخواهم پذیرفت. مستدعی است در صورت نیاز به اخذ حیات، لطفا مراتب را هرچه سریعتر به اطلاع حضرت عزرائیل برسانید.
قبلا از نعمات بی شایان شما کمال تشکر را دارم.( نوشته یکی از اعضای کلوب 100 درجه دات کام)
طبقه بندی: الله، وبلاگی، حکمتها، از آنجور حرفا،
برچسب ها: لطیفه، حکمتها، از آنجور حرفا،
مطالب مرتبط: غیرت !، حاجی های الکی را که خیلی هم زیادند را میگویند!، شباهت انسانها و حیوانات و باقی قضایا، آخوند قلدر !، حوزه علمیه و کاهش بلایای طبیعی، خدایا دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد!،
( www.mzare.ir ) گاه نوشته های محمود زارع
بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 14 شهریور 1390
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:مردی
تبری داشت و هر شب در مخزن مینهاد و در را محكم میبست.
زنش پرسید چرا تبر
در مخزن مینهی؟ گفت: تا گربه نبرد. گفت:گربه تبر چه میكند؟ گفت: ابله زنی
بوده ای! تكهای گوشت كه به یك جو نمیارزد میبرد، تبری كه به ده دینار
خریده ام، رها خواهد كرد؟
نیم عمر و کل عمر
حکمت دیه زن
زنش پرسید چرا تبر
در مخزن مینهی؟ گفت: تا گربه نبرد. گفت:گربه تبر چه میكند؟ گفت: ابله زنی
بوده ای! تكهای گوشت كه به یك جو نمیارزد میبرد، تبری كه به ده دینار
خریده ام، رها خواهد كرد؟
نیم عمر و کل عمر
حکمت دیه زنطبقه بندی: لطیفه ها،
برچسب ها: عبید زاکانی، رساله دلگشا، گربه، تبر، لطیفه،
( www.mzare.ir ) گاه نوشته های محمود زارع
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 19 فروردین 1390
ظهور شعور : ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:, خسروپرویز در عیاشی و میگساری و خوشگذرانی حریف نداشت . روزی در محفلی که حضور یافته بود اتفاقا یکی از وعاظ برای حضار در مضار میخوارگی صحبت میکرد و خسرو پرویز هم سراپاگوش بود . حرف سید بآنجا رسید که اگر دو سطل , یکی پر از آب و دیگری پر از شراب را جلوی الاغی بگذارند از کدام یک خواهد خورد ؟ یکی از حضار جواب داد مسلما از آب ! واعظ پرسید چرا؟ خسرو پرویز فورا بحرف آمد و گفت : برای اینکه الاغ است ! گردآوری آبگینه ساری
طبقه بندی: لطیفه ها،
برچسب ها: ظهور شعور، شراب، الاغ، می، لطیفه، خسروپرویز،
مطالب مرتبط: لطیفه ها،
( www.mzare.ir ) گاه نوشته های محمود زارع
آخرین مطالب ما



