
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:معشوقه
های زمینی ارضاء كننده نیستند. تمام نیازهای بشر را پاسخ نمیدهند و
نمیتوانند. مرا راضی نمیكنند . هر چه گذشت تشنه تر بودم . میخواستم و
نمیدانستم كه بدنبال سرابم! بهانه ها . نارضایتی ها و.... همه بیانگر
دروغین بودن معشوقه های زمینی اند! وجودم چیز دیگری را میخواست .....
معشوقه میهمان داریم و معشوقه میزبان ! از فرط با میزبان بودن ندیدیمش و بدنبال معشوقه میهمان بودیم و میهمان هم چند روزه است! هر از گاهی شاید در خانه دیگری مهمان شود. میزبان سرمایه مان است. با این سرمایه كسبی نكردیم . ضریب تورم هم ضرر دیگری برای عدم استفاده . هزینه فرصتهای از دست رفته هم ضرر عدم النفع . وای خدایااین چه كوری در عین داشتن چشمهای درشت باندازه چشمهای گوساله بود؟! دو تا دو تا برایم شد شش تا ! عشق بینش میخواهد و شجاعت!
ادامه مطلب
طبقه بندی: عشق,حب و دوستی،
برچسب ها: عشق، معشوقه، محمود زارع، دوست، محبت، زندان، آپارتمان، پله، عصاره، گیاه، درد، خاك، بینا، بیدار، گوساله، شجاعت،
مطالب مرتبط: معنی مادر.....!، اصلا حرف ژ حرف خوش تیپی است و پارسی هم که هست...!، بخشی از مقاله زندگی بی تناسب با فهم، کوتاه ولی عاشقانه، عشق و آفرینش ( همه چی زیر سر عشق است )!، انسان و هماهنگی با زیبایی و نیکی و خیر و خوبی، کدام دوست , کدام رفیق ؟!!! حسود کینه توز استعداد کش !،

ای فرزند من از آمال و آرزوها دوری کن ، آرزوهای دور و دراز از حماقت سرچشمه گرفته و موجب میشود که آدمی امور آخرت را به تعویق اندازد ،
یکی از بهترین لحظه های انسان در زندگی هم نشینی با مردمان شایسته است. با اهل خیر مجالست کن تا در زمره آنان محسوب گردی ، و از اهل شر و فساد دوری کن و با کسانی که تو را از یاد خدا و مرگ غافل میکنند ارتباط برقرار مکن و از آنان دوری گزین.
سوء ظن و بدگمانی بر تو غلبه نکند ، و اگر چنانچه سوء ظن بر تو غلبه کرد ، با هیچ دوستی نمی توانی زندگی کنی و باب ارتباط با خلق خدا را روی خود خواهی بست.
قلب خود را با ادب پاکیزه نگه دار ، همان طور که هیزم به وسیله آتش پاکیزه میگردد ، بهترین یاور آدمی ادب است ،
تجربه های نیک را باید از اشخاص عاقل آموخت ، نظریات مردم را با یکدیگر بسنج و سپس نیکوتر آنها را که به حق نزدیک است برگزین ، و آنچه را که موجب شک و تردید است دور بیفکن.
ای فرزند من شرفی بالاتر از اسلام نیست ، عزتی بالاتر از تقوی و پرهیزکاری و پناهگاهی بهتر از ورع و شفیعی رستگارتر از توبه ، و لباسی زیباتر از عافیت ، و سلاحی نگهدارنده تر از سلامتی ، و گنجی بهتر از قناعت نیست و ثروتی که فقر را ببرد و انسان را با قناعت راضی نگه دارد.
هرکس با اندکی از زندگی کفایت کند در آسایش منظمی خواهد بود ( یعنی در زندگی به اندک هم راضی باشد و کفایتش کند ) ، و در زندگی آرام و لذت بخشی فرو خواهد رفت ، حرص و آز آدمیان را در گرداب گناه گرفتار خواهد کرد ،
غم و اندوه را با صبر و متانت و بردباری از خود دورساز ، اگرچه زندگی دنیا تو را گرفتار سازد و اندوه شما را فرا گیرد.
ادامه مطلب
طبقه بندی: حکمتها، نهج البلاغه، اندیشه و مذهب، عشق,حب و دوستی، تاریخ،
برچسب ها: امام علی، فاروق اعظم علی، وصیت، وصایا، محمد حنفیه، شیخ صدوق، امیرالمومنین، نصیحت، سفارش، توصیه، اخلاق، علم، محبت، مردم داری، تقوی، خدا، مردم،
مطالب مرتبط: علی ای همای رحمت ...، شورای خلافت عمر و آثار و عواقب شوم آن برای تاریخ فردای اسلام !، آیات نازله در باره على علیه السلام، شگفتى امام علی (ع) از ضد ارزش ها،
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:شما را بخدا به هیچ مادری ایراد نگیرید که از بچه هاش دفاع
یکطرفه میکنه ! مادره دیگه ...وقتی خیس از باران به خانه رسیدم
برادرم
گفت: چرا چتری با خود نبردی؟
خواهرم
گفت: چرا تا بند آمدن باران صبر نکردی؟
پدرم
با عصبانیت گفت:وقتی سرما خوردی متوجه خواهی شد
اما
مادرم در حالی که موهای مرا خشک می کرد گفت:
باران احمق...!
طبقه بندی: زنان، عشق,حب و دوستی،
برچسب ها: مادر، فرزند، عشق، دوستی، محبت، مامان،
در هجر تو با صبر دلم را صنما
وان درد که دی بود نه امروز کم است
نی ساز فزون شدست نی سوز کم است
آنچه عاشق خود را هلاک میکند از بی صبریست در مرتبۀ دوم صمصام غیرت بر پیوند عشق آید هر چیزی که عاشق را بر آن پیوندست همه از نظر او بردارد و بکلی روی دل او بمعشوق آرد تا ولایت دلش بکلی جز معشوق را مسلم نشود و پیوند او با معشوق محکم شود.
پیوند مرا ز حضرت خویش مبر
از هر دو جهان برای تو ببریدم
زیرا که ترا بر دو جهان بگزیدم
آنچه عاشق دل از جاه و مال و فرزند و پیوند برمیدارد بدین جهت است در مرتبۀ سیم صمصام غیرت بر معشوق آید و او را از راه عشق بردارد این عدل عشق است که بجور ماننده است یعنی عاشق را با معشوق کفائی و همتائی و همسری نیست او را با عشق میباید ساخت ونقد وجود را در بحر بیساحل عشق انداخت و این رمزی عجیب است.
ادامه مطلب
طبقه بندی: خط سوم، اندیشه و مذهب، عشق,حب و دوستی،
برچسب ها: عین القضات، همدانی، لوایح، دوستی، حب، عشق، محبت، خدا،
مطالب مرتبط: لوایح عین القضاه همدانی ( 23 )،
بعد از آن کار جز خدائی نیست
٭٭٭
عاشق بود و عشق در او صف بود
ادامه مطلب
طبقه بندی: خط سوم، اندیشه و مذهب، عشق,حب و دوستی،
برچسب ها: عین القضات، همدانی، لوایح، دوستی، حب، عشق، محبت، خدا،
مطالب مرتبط: زندگی بی تناسب با فهم،
بی تو دل دوزخست و با تو بهشت
ادامه مطلب
طبقه بندی: عشق,حب و دوستی، اندیشه و مذهب، خط سوم،
برچسب ها: عین القضات، همدانی، لوایح، دوستی، حب، عشق، محبت، خدا،
مطالب مرتبط: لوایح عین القضاه همدانی ( 21 )،
وُجُودُکَ ذَنْبٌ لایُقاسٌ بِه ذَنْبٌ
ادامه مطلب
طبقه بندی: اندیشه و مذهب، عشق,حب و دوستی، خط سوم،
برچسب ها: عین القضات، همدانی، لوایح، دوستی، حب، عشق، محبت، خدا،
ادامه مطلب
طبقه بندی: خط سوم، اندیشه و مذهب، عشق,حب و دوستی،
برچسب ها: عین القضات، همدانی، لوایح، دوستی، حب، عشق، محبت، خدا،
مطالب مرتبط: لوایح عین القضاه همدانی ( 19 )،
ادامه مطلب
طبقه بندی: عشق,حب و دوستی، اندیشه و مذهب، خط سوم،
برچسب ها: عین القضات، همدانی، لوایح، دوستی، حب، عشق، محبت، خدا،
عقل کی داند که این رمز از کجاست
هر زمان از غیب جانی دیگرست
کین جماعت را زبانی دیگرست
ادامه مطلب
طبقه بندی: عشق,حب و دوستی، اندیشه و مذهب، خط سوم،
برچسب ها: عین القضات، همدانی، لوایح، دوستی، حب، عشق، محبت، خدا،
مطالب مرتبط: لوایح عین القضاه همدانی ( 17 )،
در عین ظهور تو کمون باید جست
در دست ستمهات زبون باید شد
در پردۀ پردهها درون باید شد
ادامه مطلب
طبقه بندی: عشق,حب و دوستی، اندیشه و مذهب، خط سوم،
برچسب ها: عین القضات، همدانی، لوایح، دوستی، حب، عشق، محبت، خدا،
مطالب مرتبط: لوایح عین القضاه همدانی ( 16 )،
ادامه مطلب
طبقه بندی: عشق,حب و دوستی، اندیشه و مذهب، خط سوم،
برچسب ها: عین القضات، همدانی، لوایح، دوستی، حب، عشق، محبت، خدا،
مطالب مرتبط: لوایح عین القضات همدانی ( 1 )، لوایح عین القضات همدانی ( 2 )،
در ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:آمده است ؛ نمیدانم با تکلیفم در این مورد که : ... بمان برای آنهائیکه دوستم دارند!... چگونه کنار بیایم؟! تکلیف؟! - حالا بمند تئوریش -
آیا واقعا ارزش آنرا دارد که برای زندانی شدن خود ، تکلیف معین کنم ، یا تعیین کنند؟!!
مگر نه اینکه آزادی یعنی رهائی از قید و حصارهائیکه روحمان را به بند میکشند، حتی با دوست داشتنشان! حالا بماند از عمق این ... داشتن ها!!
ولی اعتراف میکنم ، این احساس که مورد محبت واقع شوی ، شیرین ترین احساسات زندگی از نوع اول است! منتها آزار دهنده هم هست!!
از روی خودخواهی و نفس پرستی (شاید ) میگویم که کاش خدایا ! یک دل میدادی و یک دلکی! یا دلکهائی که بتوان تقسیم کرد و کسی را مغبون نکرد. ولی قبل از خود خواهی یکنوع جهالت مرکب است این خواسته پا پیشنهاد یا در واقع یک درخواست از روی تهور کودکانه !
بی ارتباط(؟!) این دل که حضرت دوست بمن هدیه یا به عاریت داده دوست
روزی رخش ببینم و تسلیمش کنم.
ادامه مطلب
طبقه بندی: اندیشه و مذهب، از آنجور حرفا،
برچسب ها: تکلیف، دوستی، عشق، رابطه، سختی، ناموزونی، خاریدن، بدی، شر، حکمتها، خلق، کتاب، محبت، دوست، دشمن، بدخواه، ارتفاع، بلندی، کوه، پستی، اندازه، اندازه گیری، سنجش،
مطالب مرتبط: ابگینه،



