
زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا
زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم
زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا
زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد
زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا
چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود
چندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا
از بد پشیمان میشوی الله گویان میشوی
آن دم تو را او میکشد تا وارهاند مر تو را
از جرم ترسان میشوی وز چاره پرسان میشوی
آن لحظه ترساننده را با خود نمیبینی چرا
گر چشم تو بربست او چون مهرهای در دست او
گاهی بغلطاند چنین گاهی ببازد در هوا
ادامه مطلب
طبقه بندی: عشق,حب و دوستی، دعا و نیایش،
برچسب ها: مولوی، دیوان شمس، الله، خدا، دل، تقصیر، توبه، بخشش،
وخامت ضررهای بیادبی(
)بیادب محروم گشت از لطف رب
بیادب تنها نه خود را داشت بد .
بلک آتش در همه آفاق زد.......
مایده از آسمان در میرسید ....
بیشری و بیع و بیگفت و شنید
درمیان قوم موسی چند کس ....
بیادب گفتند کو سیر و عدس...
منقطع شد خوان و نان از آسمان
ماند رنج زرع و بیل و داسمان....
باز عیسی چون شفاعت کرد حق
خوان فرستاد و غنیمت بر طبق..
باز گستاخان ادب بگذاشتند .....
چون گدایان زلهها برداشتند......
لابه کرده عیسی ایشان را که این
دایمست و کم نگردد از زمین.....
بدگمانی کردن و حرصآوری......
کفر باشد پیش خوان مهتری.....
زان گدارویان نادیده ز آز............
آن در رحمت بریشان شد فراز....
ابر بر ناید پی منع زکات ...........
امام صادق(ع) :بهترین چیزی که پدران برای فرزندان خود به ارث میگذارند ،وز زنا افتد وبا اندر جهات.......... ادب است نه مال ، زیرا مال از بین میرود و ادب باقی می ماند.
هر چه بر تو آید از ظلمات و غم . کافی جلد 8 ص150 حدیث 132
آن ز بیباکی و گستاخیست هم
هر که بیباکی کند در راه دوست
رسول خدا(ص):فرزندان خود را احترام کنید و آنان را نیکو ادب کنید،رهزن مردان شد و نامرد اوست.. تا آمرزیده شوید. جامع الاخبار ص393 ، مکارم اخلاق ص222
از ادب بر نور گشتست این فلک
وز ادب معصوم و پاک آمد ملک..
امام على(ع):شما به كسب ادب ، نیازمندترید تا به كسب سیم و زر.بد ز گستاخی کسوف آفتاب .... غرر الحكم:ح 3835 ،عیون الحكم والمواعظ :ص 173ح 3609
شد عزازیلی ز جرات رد باب.....
" مولانا . دفتر اول "
طبقه بندی: الله، حکمتها، دعا و نیایش،
برچسب ها: رب، ادب، الله، توفیق، محروم، لطف، عالم، مولوی، مثنوی، معنوی، دفتر اول، عزازیل، معصوم، آفتاب، گستاخ، فلک، جهان، زکات، رحمت، گدا،
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:پیشترها , آنموقعی که لب تاب نداشتم و سروکارم بیشتر با
کتاب و
کاغذ و دفتر و قلم بود هر موقع که جوانه ای در ذهن و ضمیرم سر میزد
قلم برداشته و مینوشتم اما بعد از اعتیاد به رایانه دیگر خیلی کم می نویسم .
بخصوص که با این اوضاع اینترنت و قطع و وصل شدن آن و اعصاب خرد که در پس
نوشتن چند صفحه ای یکدفعه می بینی که کل مطلبت سوخت و رفت هوا و مجبوری
دوباره نویسی کنی. یا شاید سایتی را بسهولت آب خوردن فیلتر کنند و هزاران
گرفتاری دیگر باعث شده که حوصله نوشتن هم از آدمی سلب میشود و جای آن دارد
که واقعا به دست اندرکاران سانسورچی در حوزه نت توصیه شود که عوارض دراز
مدت اینهمه ولخرجی در فیلتر کردن را بفهمند . نمی گوییم که توهین ها و
بددهنی ها را نادیده بگیرید اما بصرف چند خط انتقاد اینهمه کم تحملی بضرر
رشد فکری و فرهنگی اجتماع ما بدل میشود و در درازمدت ما تبدیل به جیره خوار
اجانب خواهیم شد . مطمئن نباشید که وقتی قلمهایی مثل این بنده را ضیق
کردید جوانها می آیند میروند کتب مصباح یزدی را میخوانند ! اصلا و ابدا
اینهمه خوش خیالی بسرتان نزند که جدای از اینکه بسمت ایشان نخواهند رفت
اصلا بعدالت و معرفت هم توهین میشود که افکار و ایده های فرد خاصی را
بخواهیم تبلیغ کنیم . حالا از این مقدمه بگدریم من در سال 86 این مطالب را
در وبلاگی در بلاگفا قرار میدادم که متاسفانه علیرضا شیرازی بلاگ مرا با بی
ادبی تمام بسته است بصرف آنکه انتقاد کردم چرا بدون اجازه قالب وبلاگ مرا
تغییر دادی و تمام امکانات آنها را که از آمارگیری و نظرسنجی و لینکها و
... بود حذف کردی ؟ این تاجر دنیای وب با بی ادبی تمام و زیرپاگذاشتن تمامی
اصول حرفه ای آنرا مسدود کرده ولی من از تمامی مطالبم بمحض نوشتن کپی
گرفته و نگه میدارم و بهمین جها از آن تاریخ به میهن بلاگ هجرت کردم که
علیرغم کم و کاستی های اینجا در مقایسه با بلاگفا انصافا سایت بهتری استو
مدیریت مودبتری دارد. این هم یک نمونه از آن مطالب گهکاهی که جوششی بوده و
برای دل خود می نوشتم اما بتوصیه فرزندم فاطی خانم مفید تشخیص داده شده و
لذا آنها را در این پایگاه قرار داده و می دهیم ادامه مطلب
طبقه بندی: اجتماعی، خاطرات شخصی، از آنجور حرفا،
برچسب ها: علم، دانسته ها، معرفت، نوشتن، اینترنت، رایانه، انیشتاین، مولوی، قیل و قال، رسمی، عرفی، فرزانه زارع، فاطمه زارع، فروغ زارع، سروش زارع، سروش، دانش، دانشمند، اخلاص، اوقات فراغت،
مطالب مرتبط: قیافه ها سخن میگویند.، ناهنجاری، دائرمدار دنیا؟!، معشوقه ها،
عجب خلقتی دارد خدا!
رنگ رخسار نشان از سر ضمیر دارد !
مثنوی دفتر سوم
( جلال الدین محمد مولوی )
حرف قرآن را بدان که ظاهریست زیر ظاهر باطنی بس قاهریست
زیر آن باطن یکی بطن سوم که درو گردد خردها جمله گم
بطن چارم از نبی خود کس ندید جز خدای بینظیر بیندید
تو ز قرآن ای پسر ظاهر مبین دیو آدم را نبیند جز که طین
ظاهر قرآن چو شخص آدمیست که نقوشش ظاهر و جانش خفیست
مرد را صد سال عم و خال او یک سر مویی نبیند حال او
طبقه بندی: علوم خاص،
برچسب ها: رخسار، ظاهر، باطن، سر، ضمیر، نشانه، مولوی، حالات، روح، روحی،
مطالب مرتبط: ناهنجاری، دائرمدار دنیا؟!،
طبقه بندی: فرق مذهبی، فیلم، نهج البلاغه، اندیشه و مذهب، از آنجور حرفا، تاریخ،
برچسب ها: شیعه، سنی، وهابی، مولوی، گرگیج، بیسوادی، کم اطلاعی، آشکار شدن بغض درون،
مطالب مرتبط: دانلود کتاب 100 مورد کژراهه خلفای سگانه در برابر نص، قتل شیعیان واجب و اموالشان غنیمت است، دانلود 30 اثر مهم مذهبی تاریخی برای اندیشه و رویکرد به حقیقت، شبکه های کلمه و وصال عامل تفرقه با مدیریت سعودی ها، شبکه های کلمه,نور و وصال,نماد کامل خوارج جدید اما متفاوت(01)،
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:حکمتهایی چند در قالب چند خط قصاریات برای گوشی که همیشه گوش نیست ...!*اشخاصیكه هرگز وقت ندارند آنهائی هستند كه كمتر كار میكنند!(شوپنهاور)
*دو كلمه كوچك بلی یا نه ,كلماتی هستند كه تلفظ آنها از هر چیز بیشتر تعمق لازم دارد!
*آزادی حقیقی این نیست كه هر چه میل داریم را انجام دهیم بلكه آنچه را حق داریم بكنیم!(ویكتور كوزن)
*عاقل آنچه را كه میداند نمی گوید ولی آنچه را كه میگوید میداند!(ارسطو)
*خود خواهی فطری است و جوانمردی اكتسابی!
*بشر تنها مخلوقی است كه نمیخواهد آنی باشد كه هست!
* نماز نیاز است نه عادت . عادت هرگز نماز نمیتواند باشد!
*اندیشه كردن باینكه چه بگویم , بهتر از پشیمانی اینكه ,چرا گفتم؟ میباشد.
*خاك بر سر آنهائی بزنید كه شما را بدانچه ندارید ,ثنا گویند!!!
*هرچه از روی رغبت و اشتها بخوری پس تو آنرا خورده ای و آنچه بدون رغبت بخوری پس او تورا خورده است!
ادامه مطلب
طبقه بندی: حکمتها، اجتماعی، عشق,حب و دوستی،
برچسب ها: عیب، لیاقت، حسادت، قصاریات، کلمات قصار، حکمت، حکمتها، دوست، خوبی، زیرکی، علم، کمال، مرگ، تملق، گمراه، باران، قطره، قاضی، خلق، مولوی، کریم، گدا، بخیل، فرزند، بدکار، رنج، بدبختی، فقراء، دزد، ثروتمند، وقت، طلا، تعریف، تظاهر، اعتماد، تحقیر، بلی، نه، آزادی، عاقل، خودخواهی، بشر، نماز، خوردن، اندیشه، ثنا، ستایش،
مطالب مرتبط: توجیهاتی در قلم زنی...،
بخشی دیگر از مصاحبه با محمود زارع
شخصیتها : و بررسی نظریاتشان ( این جلسه مولوی )
قسمت دوم
تذکر:
این مصاحبه در سالهای پیشین تهیه شده بود که قطعا اینجانب در شرائط کنونی
تغییراتی را در بعضی از نظراتم دارم بخصوص درباره شخصیت شمس تبریزی که
انشالله در جای خود بدان خواهم پرداخت.
س ) خلاصه هم بفرمایید قبول است !
ج ) بله ؛ حتما میدانید که مولوی ایرانی ایرانی است و زادگاهش در خراسان ایران بوده است ولی در طول زندگی اش بدلائل
عدیده ای که غالبا اهل مطالعه و تحقیق میدانند مجبور به مهاجرت میشود و در قونیه مهاجری ایرانی است که موطن میگیرد. در قونیه
آنزمان کلیساهایی بوده است ، دیر ها کنشت و کنیسا و ... هم بوده است و خود مولوی
بدلیل اینکه بالاخره مفتی و عالم دینی بوده ، قطعا مراودات و رفت و آمدهایی هم با
آنها داشته است . آنچه که من در اینجا میتوانم بگویم اینکه مولوی با مسیحیان البته در مقایسه با دیگران بخصوص با یهودیان و گبری ها که
چندان رابطه مناسبی نداشته و حتی لحن تندی در باره آنها داشته است و تندی هایی
دارد اما بجز در موارد اندکی با مسیحیان روابط خوبی داشته است . گویا از برخورد
صبورانه و گاها بیغرضانه تر مسیحیان آنزمان البته ( نه
مسیحیان غالبا سیاسی اینزمان ) هم خشنود بوده است و این موضوع در کنه اثار
مولوی پیداست منتها باید اهل مطالعه مستمری باشی که بتوانی به این زوایا دست یابی
ادامه مطلب .........
طبقه بندی: اندیشه و مذهب، مصاحبه،
برچسب ها: محمود زارع، مولوی، شمس، رند، مصاحبه، شخصیت،
بخشی دیگر از مصاحبه با محمود زارع
شخصیتها : و بررسی نظریاتشان ( این جلسه مولوی )
قسمت اول
تذکر: این مصاحبه در سالهای پیشین تهیه شده بود که قطعا اینجانب در شرائط کنونی تغییراتی را در بعضی از نظراتم دارم بخصوص درباره شخصیت شمس تبریزی که انشالله در جای خود بدان خواهم پرداخت.
س)در باره شخصیتها!شما به
کدامیک از شخصیتها بیشتر علاقمندید ؟
ج ) واضحتر بفرمایید . چون از نظر من هر موجودی دارای شخصیتی است . بعلاوه علاقمندی هم باید تفسیر مشخصی بگیرد . یعنی چه نوع علاقه ای ؟ در چه زمینه ای و در چه سطح و عمقی ؟ تازه کدام نوع از شخصیتها ؟ شخصیتهای انسانی یا غیر آن ؟! و ...
س)منظورم شخصیتهای انسانی اند ؟ یعنی از شخصیتهایی مانند فردوسی و سعدی و ...
ج) گرچه پاسخ مرا بروشنی نداده اید ولی من بر اساس
فهمم از نظرشما توضیحی میدهم . بنظر من با توجه به همین درک خویش از مافی الضمیر
(پرسش) شما ؛ میگویم که حافظ را دوست دارم ؛ خیلی ؛ اما مولوی برای من یه چیز دیگه
است
!
ادامه مطلب
طبقه بندی: اندیشه و مذهب، مصاحبه،
برچسب ها: محمود زارع، مولوی، شمس، رند، شبستری، شیخ محمود، گلشن راز،
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بشنو از نی چون حکایت میکند...
اینکه چرا آغاز مثنوی با " نی " شد عللی دارد که مهمترین همه خود ( نی ) میباشد. نی افشاکننده راز درون ( نی زن ) است . دیگر اینکه نی از خود خالیست و زبان ندارد و آنچه از وی شنیده از خود ( نی ) نیست بلکه از آن نی زنست .
از بنیه تن جامه جان کرد جدا
منصور کجا گفت ( انا ) حق میگفت
منصور کجا بود خدا بود خدا
ادامه مطلب
طبقه بندی: حکمتها، خط سوم،
برچسب ها: نی، مولوی، مثنوی، خدا،
نام اثر: راز دیگرگونگی
تالیف: محمود زارع ( مصاحبه )
نوع فایل : PDF
حجم : 202 کیلو بایت
بخشهایی از اثر : میخواهم اگر بتوانم بگویم , یک فرمول بشما بدم تا بر اساس آن شما در تجزیه و تحلیل
شخصیت مولوی از آن استفاده کنید و آن اینست که تمامی تمثیلاتی را که مولوی در مثنوی می آورد و بخصوص نتایجی را که از آنها میگیرد دقیقا دارد احوالات خودش را معرفی میکند. این فرمول در واقع برای تمامی شخصیتها و انسانها بنوعی میتواند صادق باشد . اگر مدحی گفته ، مادح خورشید مداح خود است . اگر ذمی رفته و اگر توصیفی درکار شده است و ... بر همین سبیل قاعدتا باید بگیرید. این اولین موضوع . موضوع دیگر که موضوع مهمی بوده است چرخش شخصیتی مولوی در دیدار و برخورد با شخصیتی همچون شمس بوده است . مولوی در دهه چهارم عمرش با کسی همچو شمس روبرو میشود که این برخورد در واقع نقطه عطف زندگی مولوی و سرآغاز تحول شخصیتی وی بوده است. شما تصور کنید اگر مولوی همان مفتی و فقیه قبل از دیدار با شمس بود خیلی هم که بالا میرفت میشد یک غزالی دیگر و حتی شاید به غزالی هم نمیرسید . اما و هزار اما ... نمیدانم دنبال این بحث را مفصل بگیرم و یا با ذکر تیترهایی خلاصه کنم . خوب در ظرف یک مصاحبه این جوری و با این قرار و مدار ما مشکل هست اما با توجه به قاعده ذکر شده نخست بهتر است از زبان خود مولوی استشهادی برای بیان این تحولات روحی و شخصیتی عجیب وی طرح نماییم. شما ببینید که خود آن بزرگوار میگوید که مثلا :بازیچه کودکان کویم کردی
زاهد بودم ترانه گویم کردی
دانلود : کل اثر را در قالب PDF و با حجم 202 کیلو بایت و با لینک مستثیم دانلود نمایید.طبقه بندی: مصاحبه،
برچسب ها: راز، دیگرگونگی، محمود زارع، مصاحبه، مولوی،
مطالب مرتبط: دانلود آثار محمود زارع، مطالعه آنلاین اثر،
مولوی از جمله آثاری است که بنظرم نمیتوان کسی را یافت که از عرفان نظری اطلاعی داشته باشد اما از مثنوی نچشیده باشد , نوعی عرفان عشقی - برخلاف عرفانهای دیگر که غالبا زاهدانه هستند - را میتوان در جاجای آن مشاهده کرد. شما در ادامه مطب میتوانید این اثر گرانقدر را که بصورت صوتی آماده و در وبلاگ خوب دانلود کتاب های صوتی موجود است دانلود نمایید. من که اصلا اعتقادم این است هرکس مثنوی را نخواند فی الواقع بسیاری از زندگی اش را ببطالت در بی معرفتی گذرانده است.( محمود زارع )ادامه مطلب
طبقه بندی: اندیشه و مذهب،
برچسب ها: کتاب، مثنوی، معنوی، مولوی، دانلود، صوتی، جلال الدین،
طبقه بندی: زنان، فیلم، مصاحبه، لطیفه ها، از آنجور حرفا، عجیب و غریب،
برچسب ها: شعر، مشاعره، رها، کودک، ایرانی، هوش، حافظ، سعدی، مولوی، فیلم،
مطالب مرتبط: دختران و زنها مواظب ابلیسهای آدم رو باشند، این یعنی شایسته گزینی در ادارات دولتی ایران، ایرانی جماعت از صدا کم نمی آره، Kitaro (كیتارو 2004 -1 )، هیلتر مقصره یا مردمی که دارند برایش غش و ضعف میکنند؟!!،
بنوشته ساری(گاهنوشتهای محمود زارع ) چگونه
از این حال میتوانم سخن گفت؟ با كلمات
كه دلالان آلوده این بازارند و
وسایل نقلیه ای كه میان تولید و مصرف درآمد و شدند؟ جز این قاصدان گنگ ،
چاره ای ندارم!
امروز را دستم بقلم نمیرود. پنجه هام بحال خود نیستند. بفرمان من نیستند، بیهوده میكوشم آرامشان كنم، رامشان كنم، یكباره چنان غافلگیر شده اند كه هنوز گیجند، هنوز هم گیجم! نمیتوانم ساعت ها خودم را پشت میز كارم بنشانم و هی بگویم بنویس، كلمات چنان شتابزده و سراسیمه در فضای خیالم چرخ میزنند، شنا میكنند برقص آمده اند كه هیچكدام دم بدست نمیدهند. گریبان هیچكدام از صبح تا حال كه شش بعداز ظهر است بچنگم نیامده است. حالا میفهمم كه چرا شمس تبریزی عمری بی تابی میكرد و یك جمله حرف نتوانست بزند، یك بیت شعر نتوانست بسراید. نمیشود، برای گفتن ، نوشتن و سرودن باید در سطح مولوی ماند، اگر به مرز شمس تبریزی قدم گذاشتی دیگر در اختیار خود نیستی ( عجب ادعائی ؟! )
ادامه مطلب
طبقه بندی: از آنجور حرفا،
برچسب ها: حال، شمس، مولوی، محمود، قلم، احساس، سخن،
مطالب مرتبط: دیگرگونه،
در ادبیات کهن ما از عشق و دلدادگی سخنها رانده شده و حکایات بنظم و نثر درآمده , که بسیارند و نام بدن مجالی دیگر خواهد اما بیشتر و یا قریب به اتفاق این دلدادگی ها بین دو جنس مخالف ( زن و مرد ) طرح و بیان شده و یا مشهور آفاق گشته است اما شیدایی دو همجنس را کمتر دیده ایم فی المثل در داستان محمود و ایاز. اما راز دلدادگی مولوی و شمس را بسیاری جدی نگرفته اند , اگر لیلی و مجنون بافسانه بیشتر میزند اما داستان شمس و نقش و تاثیرش در مولانا واقعی است و عمق و محتوایش هم بیشتر و میمنت و مبارکی اش هم برای ما بسی والاتر و بالاتر بوده و میباشد و من در تعجبم که این شمس که بود و آن شور چه بود که جلال الدین محمد فقیه را به مولوی مثنوی سرا مبدل کرد که خودش میگوید :
شهر تبریز است و کوی دلستان!
فر فردوس است , این پالیز را ,
شعشعه عرش است , این تبریز را
هر زمانی , فوج روح انگیز جان ,
از فراز عرش بر تبریزیان !...
از اصحاب قدیم , منقول است که : چون نصره الدین وزیر...خانقاه خود تمام کرد, اجلاسی عظیم کرده علماء و شیوخ و اکابر شهر , جمع آمده بودند. بعد از ختم قرآن , به سماع کرده , دم بدم , نصره الدین وزیر , در سماع به حضرت مولانا شمس , آسیب میکرده...حضرت مولانا ( جلال الدین ) انفعال عظیم نمود , دست شمس را بگرفت و از سماع بیرون آمد...بعد از فروداشت سماع , همان ساعت , سرهنگ سلطان رسیده , باهانت تمامش بردند و در حال شهیدش کردند.( افلاکی 4/ 104 )
ادامه مطلب .....
طبقه بندی: خط سوم،
برچسب ها: خط سوم، صاحب الزمانی، شمس، شمس تبریزی، مولوی، علاء الدین،
مطالب مرتبط: خط سوم اول، خط سوم دوم، خط سوم سوم، خط سوم چهارم، خط سوم پنجم، خط سوم ششم،
web counter
که :
...پیش شیخ صلاح الدین , ذکر شمس الدین , مکنید! و پیش چلپی , حسام الدین ؛
ذکر شیخ صلاح الدین مکنید ! ( افلاکی 4/ 83 ) شمس الدین تبریزی را زنی بود کیمیا نام , روزی از او خشم گرفت و بطرف باغهای مرام رفت ؛ حضرت مولانا جلال الدین بزنان مدرسه اشارت فرمود که : - بروید و کیمیا خاتون را بیاورید که خاطر مولانا شمس الدین را به وی تعلق عظیم است ! ( افلاکی 4 / 39 )
منکوحه ی مولانا شمس الدین , کیمیا خاتون زنی بود جمیله و عفیفه... روزی بی اجازت او , زنان , او را مصحوب جده ی سلطان ولد , برسم تفرج بباغش بردند , از ناگاه مولانا شمس الدین بخانه آمده مذکوره را طلب داشت ؛ گفتند : - جده ی سلطان ولد , با خواتین , او را بتفرج بردند ! ...بغایت رنجش نمود . چون کیمیا خاتون بخانه آمد , فی الحال درد گردن گرفت همچون چوب خشک بی حرکت شد. فریاد کنان , بعد از سه روز , نقل کرد ( مرد ) ... چون هفتم او بگذشت , باز بسوی دمشق روانه شد... ( افلاکی 4/ 43 )
ادامه مطلب
طبقه بندی: خط سوم،
برچسب ها: خط سوم، صاحب الزمانی، شمس، شمس تبریزی، مولوی، علاء الدین،
مطالب مرتبط: بخش : خط سوم در ساری ( گاهنوشتهای محمود زارع )،
تا که خورد !؟
گاهنوشتهای محمود زارع ؛ روزی فقهای حساد ( فقیهان حسود ! ) از سر انکار و عناد , از حضرت مولانا سوال کردند که :
شراب حلال است یا حرام ؟
و غرض ایشان , عرض پاک شمس الدین بوده , به کنایت جواب فرمود که :
تا که خورد !؟ چه اگر مشکی شراب را در دریا ریزند , متغیر نشود و او را مکدر نگرداند و از آن آب وضو ساختن و خوردن , جایز باشد . اما حوضک کوچک را , قطره ای شراب بیگمان که نجس کند . و همچنان , هر چه در بحر نمکدان افتد , حکم نمک گیرد. و جواب صریح آنست که : اگر مولانا شمس الدین می نوشد , او را همه چیز مباح است که حکم دریا دارد . و اگر چون تو غر خواهری ( دشنامی خراسانی ! ) کند , نان جوینت هم حرام است . ( افلاکی 4 / 41 )
ادامه این مطلب را در اینجا بخوانید...
طبقه بندی: خط سوم،
برچسب ها: خط سوم، شمس تبریزی، مولوی، جلال الدین محمد، مولانا، محمود زارع، سماع، شراب، شاهد، وحی،
مطالب مرتبط: خط سوم،
- نماز بگزاریم , امامتی کن ! شمس الدین فرمود که :
- با وجود شما کسی را امامتی نرسد !
مولانا امامی کرد ... ( افلاکی 3 /14 )
[ مولانا ] گفت :
- علمای ظاهر , واقف اخبار رسولند , و حضرت مولانا شمس الدین , واقف اسرار رسولند ... و من مظهر انوار رسولم . ( افلاکی 4 /2 و نیز سپهسالار 182 )
ادامه مطلب .....
طبقه بندی: خط سوم،
برچسب ها: خط سوم دکتر ناصرالدین صاحب الزمانی، خط سوم، شمس، مولوی، شمس تبریزی، افلاگی، سپهسالار، توحید، عرفان، عشق، وحدت، کیمیا، نجوم، منطق، محمود زارع،
مطالب مرتبط: خط سوم قسمت اول، خط سوم قسمت دوم، خط سوم قسمت سوم،
[ سلطان ولد در جستجوی شمس ] چون به دمشق رسید , اصحاب را اشارت فرمود تا در هر طرف آثار ایشان ( شمس ) را طلب دارند و آن گنج را در هر کنج , بجویند. بعد از چند روز , آن عالم حقایق را , در گوشه ای یافتند که مستغرق ... گشته بود. و هیچ کس را , از اهل آن بلاد , بر معامله ی ایشان وقوف نبود. ( سپهسالار 131 )
در دمشق سلطان ولد با تمامت یاران به بندگیش درآمده .... سیم و زری که آورده بودند , به حضرتشان نهادند و سلام حضرت خداوندگار ( مولوی ) و مکتوب , رسانیدند. مولانا شمس الدین بخنده ی خوش فرمود : - ما را به سیم و زر , چه فریبد ؟ - ما را طلب مولانا ... کفایت است , و از سخن , و اشارت او تجاوز , چگونه توان کردن ؟ .... ( سپهسالار 132 - 131 )
ادامه مطلب .....
طبقه بندی: خط سوم،
برچسب ها: شمس، مولوی، خط سوم، محمود زارع، ساری، تبریز، قونیه، روم،
مطالب مرتبط: خط سوم در آبگینه ساری، زندگی بی تناسب با فهم،
ج ) بنده خدا چرا بفاصله کمتر از 5 دقیقه در نقل اینهمه ابژگونگی . ببین شما باید شان خویش را مشخص کنی . اگر مصاحبه گری . عینا نقل کن. ولی اگر تحلیلگری آن مقام دیگری است . تازه در تحلیگری هم باید به مستندات مراجعه کرد. ای بسا بسیاری از سوء تفاهمات از همین جاها ریشه بگیرد. که حرف همو نمی فهمیم یا مهمتر آنکه بد می فهمیم.
بنظرم باید دقت و وسواسی هم اگر باید باشد در همین نقل و قولها باید باشد . نباید برداشت خویش را از حرف دیگران عین حرف دیگران دانست و بدتر آنکه بهمین صورت هم به دیگران منتقل کنیم و بدترین آن این است که شنونده این نقل را عین سخن صاحب سخن بیانگارد و مبنای داوری خویش بخواهد قرار دهد . و خدا میداند در اثر همین عدم تعهد در نقل و قولها و بی توجهی سرهایی بر سر دار رفته باشد
اما اصل بحث شما . هر چیز را هر جا و نزد هر کس نباید گفت . لب ببند گرچه فصاحت داد دست . اصولا زبان را برای آن عرصه ها نساختند و قدم در آن وادی ها نباید گذاشت . بقول آن بزرگ :
تا که کژ خوانی نخواند بر خلاف .
ادامه مطلب
برچسب ها: خط سوم، شمس تبریزی، مولوی، جلال الدین محمد، مولانا، محمود زارع، مصاحبه، عشق، شوریدگی، زندگی، خاص، حقیقت، حقایق، واقعیت، جهان، دغدغه، عالم، معرفت، ملکوت، الله، لله، رمز، رازآلود، تمثیل،
مطالب مرتبط: خط سوم شمس قسمت اول، زندگی بی تناسب با فهم، قسمت دوم این مصاحبه،
شخصیتها : و بررسی نظریاتشان ( این جلسه مولوی )

قسمت اول
ج ) واضحتر بفرمایید . چون از نظر من هر موجودی دارای شخصیتی است . بعلاوه علاقمندی هم باید تفسیر مشخصی بگیرد . یعنی چه نوع علاقه ای ؟ در چه زمینه ای و در چه سطح و عمقی ؟ تازه کدام نوع از شخصیتها ؟ شخصیتهای انسانی یا غیر آن ؟! و ...
س ) منظورم شخصیتهای انسانی اند ؟ یعنی از شخصیتهایی مانند فردوسی و سعدی و ...
ج) گرچه پاسخ مرا بروشنی نداده اید ولی من بر اساس فهمم از نظرشما توضیحی میدهم . بنظر من با توجه به همین درک خویش از مافی الضمیر (پرسش) شما ؛ میگویم که حافظ را دوست دارم ؛ خیلی ؛ اما مولوی برای من یه چیز دیگه است !
س ) همین ؟! ج ) بله همین !
س ) چرا ؟!
ج) خوب واقعا فعلا حوصله ندارم بیشتر توضیح دهم . در این نوع از پرسش این پاسخ کوتاه کافیست و خیلی هم کافیست. البته بقول طلبه ها " اثبات شئی نفی ما اعداء نمیکند " . یعنی علاقمندی من به حافظ و بخصوص مولوی لزوما بمعنی عدم مهر من به شخصیتهایی مانند شیخ محمود شبستری که من با توجه به سنی که او در آن سن و سال گلشن رازش را در قریب به هزار بیت معرفت سروده بود ، در شگفتم و بسیار برایم محبوب است . یا نظامی که من واقعا یکزمانی دریافتم که بیهوده و یا از سر مسامحه بهش حکیم نگفته اند . و از این دست زیاد هستند حالا گرچه کمتر سعادت همنشینین با این عزیزان را داشته ام اما همین مقدار اندکی که از واسطه هایی با آنها مرتبط بوده ام ، عجائبی دیده ام که نمتوانم تحسینشان نکنم و دوستشان نداشته باشم . شاید از سر بختیاری خاص من بوده است و یا بنا به دلائل عدیده ای من حافظ و بیشتر مولوی بقولی سر راهم سبز شده اند و بخصوص مولوی زیاد جلوی من پیچیده است .
باور کنید که آنقدر به این بزرگ مرد علاقه داشتم و دارم که کتابهایش بخصوص دو کتاب مهمترش مانند دیوان کبیر و بخصوص مثنوی اش را با گرفتاری و داستانی تهیه کرده ام . زمانی پول نداشتم و حرص در کنار داشتن مثنوی مرا می گداخت .
شبی بعادت دوران مجردی که اکثرا تا دیروقتها با هم بودیم و ول و رها ؛ در خانه آقای .... بودم . بهش گفتم که مثنوی ات را برای مدتی بمن بده . گفت باشه اما حالا نه . بعدا بیا بگیر . هر چه اصرار کردم نداد . من آنچنان شوقی برم داشته بود که آن شب جمعه نمیتوانستم بدون مثنوی سر کنم . این ناقلا رفیق من هم کمی خسیس تشریف داشتند. و نم پس نمی دادند . منم موقع رفتن مثنوی را زیر اورکت ( آنموقع تازه جهاد اوایل انقلاب سالی یکی دو دست اورکت کره ای بما میدادند که گشاد و جادارد هم بود ) پنهان کرده و با سرقت مثنوی کار را آغاز کردم.
ادامه مطلب
طبقه بندی: مصاحبه، خط سوم، اندیشه و مذهب،
برچسب ها: مصاحبه، مولوی، محمود، زارع، جلال الدین، ایرانی، اندیشه، مثنوی، شمس، دیوان شمس، مثنوی معنوی، عشق، شوریده گی، شیفتگی،
مطالب مرتبط: خط سوم . شمس قسمت اول، مصاحبه ها در گاه نوشتهای محمود زارع،
گاه نوشتهای محمود زارع ؛ شمس الدین , بیک روز از قیصریه به آقسرا رسیده در مسجدی مسافر شد. بعد از
نماز خفتن , موذن مسجد به جد گرفت که : - از مزکت ( مسجد) بیرون آی , و
بجایی مهمان شو! [شمس]گفت: - مرد غریبم , معذور دار, طمع چیزی ندارم. بگذار
مرا تا بیاسایم! موذن از غایت بی ادبی و چشم بستگی , سفاهت عظیم کرده ,
بسی جفا نمود. [شمس] فرمود که : زبانت بیاماساد ! فی الحال , زبانش
برآماسید . و مولانا شمس الدین بیرون آمد و بسوی قونیه روانه شد... (
افلاکی4 / 16) ...هیچ کس را معلوم نبود که او : - چه کس است ؟! - و از کجاست ؟!... روز پنجشنبه بیست و یکم ماه شوال...(سال 642 هجری / 1244 میلادی ) ...شمس الدین غیبت نمود. قرب ماهی , طلب او کردند , اثری پیدا نشد که : - چه شد؟ - و به کجا رفت؟! ... ( افلاکی3 / 13)
تا زمان خداوندگار(مولوی) هیچ آفریده را بر حال او ( شمس تبریزی) اطلاعی نبود, و الحاله ( اکنون ) ...هیچ کس را بر حقایق اسرار او وقوف نخواهد بود. پیوسته ... از خلق و شهرت , خود را پنهان داشتی . بطریقه و لباس تجار بود. به هر شهر که رفتی , در کاروانسراها نزول کردی , و کلید محکم بر در نهادی , و در اندرون بغیر حصیر , نبودی. گاهگاه , شلواربند (بند شلوار) بافتی و معیشت از آنجا فرمودی. (سپهسالار ص 123 )
ادامه مطلب
طبقه بندی: از آنجور حرفا، خط سوم، عشق,حب و دوستی،
برچسب ها: خط سوم، شمس تبریزی، مولوی، جلال الدین محمد، مولانا، محمود زارع،
مطالب مرتبط: خط سوم قسمت اول،
در ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... آن خطاط ؛ سه گونه خط نوشتی : یکی او خواندی , لاغیر ! یکی را , هم او خواندی , هم غیر ! یکی , نه او خواندی , نه غیر او ! آن « خط سوم » منم ! ... ( شمس تبریزی )
چون گفتنی باشد , و همه عالم , از ریش من , درآویزد , که مگر نکویم ... , اگر چه بعد از هزار سال باشد , این سخن , بدان کس برسد که من خواسته باشم ! ( ش , 78 )
آن وقت که با " عام " گویم سخن , آنرا گوش دار ! که آن , همه « اسرار » باشد ! هر که , « سخن عام » مرا رها کند که : - " این سخن , ظاهر است , سهل است ! " , از من , و سخن من , بر ( میوه ) نخورد ! هیچ نصیبش نباشد ! بیشتر اسرار , در آن " سخن عام " , گفته شود !
همه سخنم , به وجه « کبریا » می آید , همه , دعوی می نماید ( ش 302 )
عرصه سخن , بس تنگ است ! عرصه ی معنی فراخ است ! از سخن , پیش تر آ ! تا فراخی بینی و , عرصه بینی ( ش 256 )
هنوز ما را , " اهلیت گفت " , نیست ! کاشکی , " اهلیت شنودن " , بودی ! " تمام - گفتن " , می باید , و " تمام - شنودن " ! بر دل ها , مهر است , بر زبانها , مهر است , و بر گوشها مهر است ! ش167 منبع آبگینه ساری
ادامه مطلب .....
طبقه بندی: خط سوم، عشق,حب و دوستی، از آنجور حرفا،
برچسب ها: خط سوم، شمس تبریزی، مولوی، جلال الدین محمد، مولانا، محمود زارع،
مطالب مرتبط: آبگینه ساریذ،

* عنوان کتاب: زندگی بی تناسب با فهم
* نویسنده: محمود زارع
* فرمت: PDF
* ارسال کننده:ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:
* زبان: فارسی
* تعداد صفحات: 20
* تاریخ درج: 18/9/1389
* توضیحات:
بسیاری از ما بی تناسب با آنگونه که می فهمیم زندگی میکنیم. چرا ؟ انسانها در این زمینه به چند دسته تقسیم میشوند؟
» اطلاعات بیشتر درباره این اثر در وب
» اطلاعات بیشتر درباره محمود زارع در وب
طبقه بندی: خاطرات شخصی، عشق,حب و دوستی، از آنجور حرفا،
برچسب ها: زندگی، بی تناسبی، فهم، اندیشه، محمود زارع، فهم و درک، غفلت، تئوری گرمابه، مولوی، غزالی، نظریه غفلت،
مطالب مرتبط: دانلود مستقیم، آبگینه ساری،

ضایعات بخش کشاورزی یا هدر دادن برکات خداوندی. محمود زارع
اهداف کمی بخش کشاورزی مازندران در برنامه چهارم.محمود زارع
وضعیت اشتغال و بیکاری فازغ التحصیلان بخش کشاورزی. م زارع
زندگی بی تناسب با فهم ( محمود زارع ){ لینک دانلود در کتابخانه ایران }
خلاصه جنگهای ایران از ابتدای تشکیل تا کنون - 50 جنگ بزرگ - ( م. زارع )
مولوی ایرانی ایرانی است ( محمود زارع )
نیایش - الهی نامه ( محمود زارع )
انرژی هسته ای - باید و نباید ( محمود زارع )طبقه بندی: مازندران، اجتماعی، سیاسی، متفرقه، تاریخ،
برچسب ها: ضایعات، کشاورزی، برکت، اهداف کمی، مازندران، برنامه چهارم توسعه، اشتغال، بیکاری، فارغ التحصیلان، جنگ، ایران و عراق، جنگهای تاریخی، مولوی، نیایش، محمود زارع،
مطالب مرتبط: آبگینه ساری،
چرا باید نسبت به مفاخر علمی و ادبی و فرهنگی ایران اینهمه بی توجهی شود؟!!
بنام آنکه فرمود ... فتبارک الله احسن الخالقین...
دیگران باید بما بگویند که ؛ " چه داریم " ؟!!
E.mail: mahmood.zare@Gmail.com
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:مدتی قبل که مطلبی تحت عنوان « زندگی بی تناسب با فهم » را نوشته بودم , و
در آن نوشته بود که از چشمه از جهات عدیده ای مولوی برای ما اهمیت دارد : نخست آنکه ایرانی است و باعث افتخار ما ایرانیان. این موضوع را در شرایطی میگویم که گویندگان و نویسندگان ترکیه , صرفا بدلایلی مجهول و خودبافته با تلاش و حرص و ولع خاصی او را از اهالی ترکیه میخوانند و عجب آنکه کمتر حساسیتی از جانب اهالی ادب و فرهنگ ما در باره این موضوع , مصروف میشود تا این خلیج ؛ که چه عرض کنم ؛ بل دریای معرفت همیشه ایرانی را در نقشه تاریخ ادب و فرهنگ ؛ خلیج ترک , معرفی نکنند!
ادامه مطلب
طبقه بندی: اجتماعی، اندیشه و مذهب، تاریخ،
برچسب ها: مولوی، ترکها، افغانها، فرهنگ دزدی، مشاعیردزدی، ایرانی، بزرگان ایرانی، تاریخ ایران، فرهنگی ایران، تمدن ایران، پارسی گویی، مولوی خراسانی بود، خراسانیان، همشهری مولانا، بوعلی سینا، ابن سینا، رازی، خیام، عطار نیشابوری،
مطالب مرتبط: زندگی بی تناسب با فهم،
نان مردم مقدمتر است از هر چیز دیگر
زآنكه قوت نان ستون جان بود
چون بنادر گشت مستغنی زنان
طالب نام است و مدح شاعران
ادامه مطلب
طبقه بندی: اجتماعی، اندیشه و مذهب،
برچسب ها: سلسله مراتب نیازهای انسان، محمود زارع، مولوی، انسان،
مطالب مرتبط: چه چیزی را بعد از چه چیز می خواهیم؟،



